پول این سفرها از کجا میاید؟ Where Do I Get the Money for the Trips

پول این سفرها از کجا میاید؟

به دوستانی که مانده اند پول این سفرها از کجا میاید اول توصیه میکنم که کتاب کودک شصت ساله را بخوانند. دوم اینکه فرض نکنند که اگر به خارج مهاجرت کنید این سفرها هم جزوش هست.

هزاران ایرانی در امریکا به ایالت بغلی هم نمیتوانند بروند پس سعی نکنید که برای مسائل پیچیده جواب آسان پیدا کنید.

حالا فقط برای اینکه با پیچیدگی این مسائل بیشتر آشنا بشوید این یکی را برایتان توجیه میکنم خودتان قضاوت کنید.

پول سفر امریکا از فروش بنز صد و نود در ایران میاید. صد و نود چه جوری خریداری شد؟ با پول در آمده از حقوق در ایران و خیلی کمتر از قیمت فروش. چرا حقوق ایران بالا بود؟ چون وقتی مرا آوردند حقوق امریکایم بالا بود. چرا حقوق امریکا بالا بود؟ چون شغل بسیار بالایی داشتم. چه چیزی به حقوق بالا کمک کرد؟ سوادی که در مرکز مطالعات ایران (وابسته به هاروارد) آموخته بودم.

پس همه فارغ اتحصیلان آن دانشگاه موفقند؟ خیر بسیاری زندگی بسیار عادی در امریکا دارند و مسافرت نمیروند و بسیاری در ایران بسیار موفقند و مثل من بلیط اکونومی هم نمیخرند و کمتر از فرست کلاس سوار نمیشوند.

نتیجه اخلاقی: هیچ چیز به هیچ چیز ربطی ندارد بیخود سعی نکنید علت موفقیت یا شکست دیگران را در یک جمله خلاصه کنید

کشورها Countries

هر چندگاه من یک مقاله ای در مورد کشورهای جهان و‌ تعدادشان می نویسم که جوابی باشد برای آنها که در این مورد میپرسند.

سازمان ملل صد و ‌نود و سه عضو با حق رای دارد. پس این حداقل عدد برای ادعای دیدن جهانست.

من از این تعداد تا بحال صد و‌ شصت و‌ پنج تا را دیده ام. حالا اگر به این تعداد دو‌ کشور فلسطین و‌ واتیکان را اضافه کنید که اعضای ناظر ولی بدون رای هستند به عدد صد و‌ نود و‌پنج میرسید که من هر دو را دیده ام پس صد و شصت و‌ هفت کشور را دیده ام. حالا اگر به آن دو‌ کشور تایوان و‌ جزایر کوک آیلند را اضافه کنید که کشور هستند ولی عضو سازمان ملل نیستند تعداد کشورها به صد و ‌نود و هفت میرسد که من یکسالی در تایوان زندگی کرده ام ولی کوک آیلند را ندیده ام پس از دنیای صد و ‌نود و هفت کشوری من صد و‌ شصت و ‌هشت تا را دیده ام.

بعضی ها قاره جنوبگان را هم به این شمارش اضافه می کنند و به عدد صد و‌ نود و هشت می رسند. من جنوبگان را دیده ام پس عدد من میشود صد و‌ شصت و نه.

از اینجا ببعد کشورهایی هستند که تعدادی کشورهای دیگر آنها را قبول دارند ولی تعدادی آنها را قبول ندارند.

حدود هیجده کشور هم در این گروه هست مثل قبرس ترکیه،جزیره سنت مارتین، جزایر ساموآی امریکا و غیرو پس تا اینجا شد دویست و‌هفده. از این گروه‌ من پنج تا را دیده ام پس شمارش من به صد ‌و هفتاد و‌چهار می رسد.

چینی ها دنیا را بالای دویست و ‌سی می شمارند. بالاترین شمارشی که من دیده ام سیصد و بیست و‌ هفت کشور و منطقه است که متعلق به کلوپ صد کشوری هاست که من از آنها دویست و‌ هشت کشور و ‌منطقه را دیده ام.

من در حال حاضر تصمیم دارم که فقط صد و‌ نود و‌ سه یا صد و ‌نود و ‌پنج کشور سازمان ملل را ببینم که در آنصورت عدد کلوپ صد کشوری هایم به بالای دویست و‌ سی می رسد.

وقتی به آنجا رسدم فکر کمتر از صد تای بقیه را می کنم.

اگر مسافرین مکس را قبول نکنند چی؟ What if Passengers Do not Accept Max

کارخانه بویینگ ظاهرا با سرعت هر چه تمامتر دارد روی حل مسئله مکس کار می کند و بنظر این نویسنده دارد آنرا کش می دهد که وانمود کند راه حل ساده ای نداشته و گرنه بویینگ بعد از سقوط اول آنرا کار گذاشته بود.

باز بنظر من راه حل ساده یک هفته ای با افزودن یک کلید قرمز روی فرمان بود که سیستم «امکس» را قطع کند مانند قطع کننده اتوپایلوت.

راه حل نرم افزاری از این هم ساده تر بود که باز مثلا اگر خلبان در پنج ثانیه دو بار فرمان را بکشد «امکس» از کار بیفتد پس چرا بویینگ آنقدر دارد کار را کش می دهد.

بنظر من بویینگ دارد از مشاورین کنترل خسارت استفاده می کند مانند همانهایی که عربستان بعد از کشتن جمال قاشقچی استفاده کرد.

یکی از این راه حلها همیشه اینستکه آنقدر کشش بده تا مردم یادشان برود. بویینگ هم دارد کشش میدهد تا شاید مردم حواسشان به چیز دیگری معطوف بشود و مرتب دارد آمار می گیرد که نظر مسافرین چیست و تا امروز مردم هنوز چیزی یادشان نرفته است.

مجسم کنید که مردم هیچگاه رضایت ندهند که با این هواپیما پرواز کنند. در آنصورت ورشکستگی بویینگ حتمی خواهد بود.

البته هنوز حرف اخراج مدیر عامل خاطی و‌احمق را نزده اند ولی بنظر من این اخراج حتمی خواهد بود و یک راه مطمئن کردن مسافران همین تعویض این مدیر عامل است. البته این آقا بنظر من باید در انتظار زندان و ‌ورشکستگی شخصی هم باشد. شاید استخدام مدیر عامل شرکت اتیوپی بعنوان مدیر عامل بویینگ راه حل خوبی باشد چون او‌ خود خسارت دیده است و‌ اگر او ‌بگوید ‌هوا‌پیما ایمن است مردم بیشتر از هر کس دیگری باور می کنند بخصوص که وی شحاعت نشان داد و شخصا در محل سقوط ‌که خاطره ای بد و‌ همیشگی در ذهن باقی می گذارد حضور یافت. هر مدیرعاملی اینکار را نمی کند. راستی یادم رفت بگویم من چند روز بعد از سقوط مکس اتیوپی قرار بود با آن در همان مسیر و ساعت پرواز کنم. گویا عمرم به دنیا بود.

من به مدیر عامل بویینگ یک صفر گنده بابت مدیریت بد و مدیریت بحران بد می دهم.

حتی بعد از سقوط دوم ادعا می کرد که تعمیر این ایراد در تخصص بویینگ است. سوال اینسنکه ژست آوردن بعد از چنین خرابی حال خانواده شهدا را فقط بدتر می کند. بجای تغظیم ژاپنی، استعفا یا حتی حودکشی.

تا این لحظه آمار نشان میدهد که اکثر مسافرین اصلا مایل به پرواز با مکس نیستند. این جواب بازار به کسانی است که سود فوری را به سود دراز مدت ترجیح می دهند. من سقوط اول را هم ‌نمی پذیرم دومی که هیچ.

در تستهای این هواپیما مطمئنا تست «اف ام ئی ای»بطور کامل انجام نشده بوده.

اکنون صدها مکس در فرودگاههای مختلف و در پارکینگهای بویینگ دارند خاک میخورند و‌ خریداران طلب خسارت دارند.

در پایین انگلیسی بعضی اصطلاحات بالا را می آورم.

MCAS= Maneuvering Characteristics Augmentation System سیستمی که هواپیما را باید از حالت سر به هوا به حالت خنثی در می آورد نه سر به زیر

Damage Control= کنترل خسارت

FMEA= Failure Mode & Effect Analysis در این نوع تست شما بصورت تئوری تمام حالتهای خرابی و‌اثر آن به عملکرد را بررسی می کنید.

مثلا اگر نشاندهنده زاویه هواپیما به افق خراب شد چی؟‌ اگر موتور خاموش شد چی اگر لاستیک جلو‌ ترکید چی

Spin Doctor= متخصص کنترل خسارت در روابط عمومی