چرا ما نه؟ Why not Us

” این مقاله توسط آقای محمد سپهوند نوشته شده است”

میخواهم یکی دیگر از افکارم را بیان کنم که در موردش ،هم فکر کرده ام ،هم تحقیق. اینکه درست می گویم یا نه قضاوتش با شما ، کارشناسان و گذر زمان.

به گمان خودم این نوشتار با شرایط کنونی تناسبی ندارد و مربوط میشود به حدود یک دهه قبل ، ازین جهت آن را برای روزگار فردایمان مینویسم.

فاکتورهای اصلی رفاه از دید یک ایرانی به ترتیب میشود خانه، ماشین، کالاهای تکنولوژیک (موبایل،کامپیوتر،تلویزیون…)، خوراک، پوشاک، تفریح (از رستوران بگیر تا سفر خارج).

دلیل این ترتیب هم میزان توجه افراد جامعه به این موارد است نه نیاز و اولویت بندی ها که بنظرم ناشی از علاقه ی ما به چیز های پر زرق و برق و فناوری و نیز فراهم بودن همیشگی یک حداقل با کیفیت از خوراک و پوشاک و تفریحات دم دستی و شرایط کشور و فرهنگ ما‌ست.

با این تفاسیر یک مقایسه و سپس اصل بحث را انجام میدهم.

یک ایرانی و یک آمریکایی که هریک سه هزار واحد از پول رایج خودشان (تومان و دلار) را می‌گیرند فرض کنیم. خانه و
خودرو در هردو کشور تقریبا درصد یکسانی از درآمد شخص را به خود اختصاص میدهند با این تفاوت که خانه اولی از پنجاه تا صد متر و شاید کمی بیشتر و دومی کمی بیشتر از اولی گاه تا دو برابر متراژ. در مورد خانه تناسب لحاظ شود بدین معنی که شهر، محله، نوع ملک، نوع خرید یا اجاره و …. قابل مقایسه باشد.

ماشین اولی پراید تا سمند و دومی تویوتا کرولا تا بنز ئی کلاس.

حال با هر روشی (وام ، لیزینگ، قسطی، نقد و…). در مورد کالاهای تکنولوژیک، منبع اصلی تامین، به دلایل مختلف
از جمله قاچاق و تمایل به برند های معتبر جهانی، تولیدات خارجی هستند و از محصولاتی تقریبا یکسان در هر دو کشور استفاده میشود و ایفون و گلکسی در دو کشور همه گیر است اما به علت اختلاف ارزش پول های ملی اختلاف سه تا پنج برابری نسبت به آمریکا داریم. خوراک هم با کیفیت و درصدی یکسان از هزینه هاست و پوشاک هم با کیفیتی کمتر مشابه خوراک. باقی موجودی هم اینگونه تقسیم میشود که در آمریکا مالیاتی سی چهل درصدی گریبان گیر شماست و در ایران اگر هیچ نباشد به ده درصد نمیرسد. هزینه های انرژی و ارتباطات و منابع و … هم برابری میکنند اما با کیفیت های متغیر. بسیاری از تفریحات برخلاف ایران که عمدتا رایگان است در آمریکا هزینه قابل توجهی دارند مانند کتاب ، فیلم، موسیقی و بازی های کامپیوتری و برخی نیز با کیفیت متفاوت سهمی یکسان دارند که در این مورد سبک زندگی شخص بسیار تاثیر گذار است.

حال سوال اینست که با فرض بسته بودن کشورها و مقایسه هر کدام با خودش چرا ما با وجود خرجکرد تقریبا یکسان و در بسیاری از مشاغل با حجم کاری برابر سطح کیفی و رفاه متفاوتی را در زندگی تجربه میکنیم یا خودمانی تر اینکه چرا هر چی جون میکنیم آسایش نداریم مثل آمریکاییه؟

جواب اینست که در موارد بالا هر کجا که عامل نیروی انسانی در تعیین کیفیت کالا یا خدمت دریافتی موثر است ما در ایران در فاصله خیلی زیاد قرار میگیریم .

خودروی تولیدی ما همان پراید تا سمند و موبایلمان جی ال ایکس است آن هم با تکنولوژی و قطعات وارداتی و محصول آمریکایی میشود کمری تا ئی کلاس و بالاتر و آیفون و آیپد…. . طبیعی است که کارگر تولید کننده این محصولات در ازای پرداخت درآمدش خواهان دریافت محصولی متناسب با کیفیت کارش باشد. اینکه کیفیت زندگی ما پایین است جدای از مسائل مملکتی و … به کیفیت پایین کار ما ربط دارد. ما ایرانیان ادعایمان زیاد است و توقعمان ورای ادعایمان.

شاید بهتر است به گفته ی آن بزرگ عمل کنیم که « یا به اندازه ی آرزو هایت تلاش کن یا به اندازه ی تلاش هایت آرزو کن ».

ما هرگاه توانستیم خوب طراحی، تولید، برخورد، همزیستی و مدارا کنیم همانگونه که آمریکایی ها میکنند میتوانیم کیفیت و رفاه مشابه آن ها را بخواهیم. تا آن هنگام زندگی با زیبای هرچه تمام تر حقایق را خواه ناخواه به ما نشان می دهد که ما آن چیزی هستیم که هستیم نه آنچه که می اندیشیم و بیان می کنیم‌.