دنیا چند کشور بشود کافیست؟ How Many Countries is Enough

از جنگ جهانی اول که دنیا هفتاد و‌ هفت کشور بوده تا یکصد سال بعد که به صد و‌ نود و‌ پنج رسیده تعداد کشورها یک رشد دویست و‌ پنجاه و شش درصدی را تجربه کرده اند و تازه هنوز کردها کشور خود را ندارند بلوچها هم همینطور و مردم کاتالونیا هم هنوز در حال مبارزه با اسپانیا هستند و اسکاتلند هم گاه بگاه یک رفرندومی می کند و در کالیفرنیا هم گاه زمزمه جدایی از بقیه امریکا هست.

راستی دنیا چند کشور بشود همه آرام خواهند گرفت؟ باور کنید سیصد تا هم کافی نیست و وقتی به سیصد تا رسید کاشان و‌ اصفهان و رشت هم که سرزمینهای اجدادی من هستند هم هوس جدایی می کنند چون‌ هم لهجه ها فرق می کند و‌هم غذاها هم فرهنگها.

در انقلاب سفید ایران به توصیه کندی رییس جمهور وقت آمریکا اصلاحات ارضی انجام شد و زمینها آنقدر کوچک شد که دیگر نه خرید تراکتور صرف می کرد و نه هیچ وسیله مکانیزه دیگر. بعد آمدند تعاونی درست کردند که بنوعی زمینها را بزرگتر کرده و تعاونی بتواند تراکتور بخرد. کشاورزی درست آنست که در امریکا انجام می شود با زمینهای چند صد هکتاری و کاملا مکانیزه. پنج در صد مردم امریکا کشاورزی کرده و‌غذای امریکا و‌خیلی جاهای دنیا را می دهند.
همین منطق در مورد کشورها هم صدق میکند. وقتی که سایز اوکراین شدید، مسکو یک قسمت کشورتان بنام کریمه را می خورد و‌ حرف هم نمی توانید بزنید.

وقتی کوچک شدید نیروی هوایی اتان فقط می تواند دو تا جنگنده بخرد.

وقتی کوچک شدید شرکت ملی هواپیمایی نمیتوانید داشته باشید کما اینکه شرکت هواپیمایی اریتره به چند کشور فسقلی دیگر سرویس می دهد و در ظاهر هواپیما مال آن کشورهاست ولی از خلبان تا هواپیما همه مال اتیوپی هستند.

امریکا چگونه امریکا شد؟ پنجاه تا ایالت را بهم چسباند و یک کشور تشکیل داد.

وقتی اروپا هم آمد همین کار را بکند مرزهای سوراخ دار اروپا و مهاجرین از هفتاد و دو‌ ملت آنرا بزانو‌ در آوردند در حدی که انگلیس تقاضای استعفا کرد که از شر مهاجرین خلاص بشود. من فکر میکنم خروج از اتحادیه به اقتصاد آن ضربه بزرگی می زند.

امپرطوری کورش چطور بود؟ ظاهرا خیلی خوب و با مردم راضی در حدی که هیچگاه بر علیه او بلند نشدند.

چرا ما الان دوباره امپراطوری نسازیم؟ هیچ ایرادی ندارد ولی اول باید کشور خودمان را که چهل سالست بلد نیستیم اداره بکنیم اداره کنیم و کاری کنیم که همسایه ها دوست داشته باشند که به ما بپیوندند که از این خوان نعمت استفاده بکنند. وقتی خودمان نان نداریم بخوریم ما را چه به امپرطوری و پا در کفش کورش بزرگ کردن؟ اصلا گیر بقیه چی میاید؟

باور کنید در بعضی از استانهای سابق شوروی مردم پشیمانند که جزو روسیه نیستند بخصوص آنهاییکه هیچ چیز برای فروش و در آمد آسان مثل نفت ندارند و دیگر جزو‌ هیچ کشور بزرگی هم نیستند که به آن فخر بفروشند.

در سال گذشته چند بار تیتر قرقیزستان را در خبرها شنیدید؟