تقصیر من My Fault

با درود به عزیز نسین که شانس آورد و رفت و‌این یکی را نشنید.

یکی از کارمندهای دزد اخراجی قدیم که اخیرا بقول خودش مدیر عامل جایی و‌ موفق شده ، پیش خودش سعی کرده که دزدی خود را حلاجی بکند و‌ بالاخره باین نتیجه رسیده که همه اش تقصیر من مدیرعامل بوده که در دیزی را باز گذاشتم و باعث‌ دزد شدن وی شدم والا که او این کاره نبود! نه تنها او بلکه وی نام سه نفر دیگر را هم می برد که بقول وی آنها هم دزد بوده ولی هیچوقت دستگیر نشدند.

بهش گفتم که گل بودی و به سبزه آراسته شدی. یعنی قبلا فقط یک فقره دزدی بنامت بود و‌ الان سه فقره معاونت در دزدی هم بهش اضافه شد.

کسی که از دزدی دیگران خبر داشته باشد و‌ هیچ نگوید یعنی معاون دزد است و از نظر من خودش هم مجرم است.

شنیدن داستان وی برایم اعجاب انگیز بود.

از اینکه موفق شده و‌ دیگر اجباری به آفتابه دزدی ندارد خوشحال شدم و از اینکه آنقدر در مورد گذشته خود خجل است که آرزو می کند که آن کار را نکرده بود نیز خوشحالم ولی از اینکه خود را به اون راه زده و‌ قبول نمی کند که اشتباه کرده خیلی متاسفم.

همانطور که در مقاله دزدان عظما نوشتم تعلیم و تربیت من طوری بوده که نمیتوانم همه مدل دزدی را پیش بینی کرده و برای آن راه جلوگیری در نظر بگیرم. متاسفانه تعداد گربه های بی حیا نیز در مملکت از حد گذشته و فقط اگر در دیزی مجهز به قفل گاو‌ صندوق باشد ممکنست باعث‌ حیای گربه شود و‌ گرنه که این گربه خیلی بی حیاست.