مخترعین توجه کنند Attention Inventors

دستگاهی اختراع کرده اید که بی نظیر است. در واقع این یک موتور چهار سیلندر است که بجای بنزین با شیر بز کار می کند. عجب اختراع جالبی. چرا بفکر شخص دیگری نرسیده بود؟در باک را باز کرده و و داخل آن شیر بز می ریزیم. موتور را استارت زده و‌ موتور روشن می شود. براوو.

آیا این اختراع بدرد کسی می خورد؟ احتمالا خیر چون شیر بز نه تنها کم گیر میاید بلکه احتمالا از بنزین هم گرانتر است.

پس کسی بابت این اختراع جالب به شما پولی نخواهد داد. بیخود گریه و زاری نکنید که چرا کسی از اختراع شما استقبال نمی کند و‌ چرا دولت به شما پول نمیدهد. اختراع شما مشکلی را از دنیا حل نخواهد کرد.

اگر برای دلتان اختراع می کنید هر چه می خواهید بسازید ولی اگر برای دنیا می خواهید اختراع کنید چیزی اختراع بکنید که بدرد دنیا بخورد.

در امریکا موسسه ای خصوصی بنام (Invent help) وجود دارد که اگر اختراع بدرد بخور باشد با مخترع شریک شده و سعی در فروش اختراع می کند.

در امریکا اگر بخواهید برای پیدا کردن مشتری اختراعتان را به خریدار نشان بدهید برای احتیاط از خریدار می خواهید که فرمی را امضاء بکند بنام( NDA (Non-Disclosure Agreement
با امضای این فرم اگر روزی بر ملا شود که خریدار احتمالی با ایده گرفتن از شما همان محصول را ساخته و فروخته در را برای تعقیب قانونی باز می کند. بنابر این، این فرمها را در اینترنت پیدا کرده و از آن برای نشان دادن اختراعاتتان به خارجی ها استفاده کنید. شاید حتی ترجمه فارسی آن و استفاده آن در ایران هم روزی رایج بشود.

من مرتب در ایران دیده ام که افراد می گویند اختراعی کرده اند که دولت حمایت نکرده. در امریکا هم دولت از هیچ اختراعی حمایت نمی کند. اختراع اگر خوب باشد جایش را در بازار باز می کند و خودش را می فروشد. احتیاجی به حمایت دولت ندارد.

برای حسن ختام چند مثال از اختراعات دروغین در ایران و ادعای مخترعین را می اورم.

در اولین نمایشگاه بعد از انقلاب یک هواپیمای یک نفره یک موتوره از جنس حلبی وجود داشت که بیشتر به هواپیماهای پارکهای تفریحات شباهت داشت. در داخل آن فقط یک آمپر باتری وجود داشت. یک نفر با لباس خلبانی جلوی هواپیما ایستاده و‌ توضیح می داد. ابتدا از سوالات آسان شروع کردم و او گفت با هواپیما تا ده هزار پا اوج گرفته. می گفت اگر بمن امکانات بدهند ایران را از خرید هواپیما بی نیاز می کنم ( یعنی از فانتوم تا ۷۳۷ تا سسنا همه را وی خواهد ساخت) بعد من شروع کردم به سوالات فنی بیشتر و وقتی طرف فهمید من خلبانم شروع به دنده عقب گرفتن کرد و حتی گفت سعی کرده که از باند بلند شود و شاید نیم متری بلند شده باشد ولی نه بیشتر. و خلاصه تمام دروغهایش را پس گرفت.

داستانهای دروغ دکتر حسابی را هم که قبلا گفته ام که چه جوری پسر ایشان ‌هم مدرسه من و دوست خانوادگی ما چگونه از یک کاه یک کوه ساخته.

آخرین دروغ متعلق به این آقای جمشید آرین است و خودروی مثلا الکتریکی ایشان که دولت از ایشان حمایت نکرده و در نتیجه ایشان آنرا به سد سفید رود انداخته که آبها را آلوده کند. در حالیکه تسلا در دوهزار و‌ هفده ادعای برد پانصد کیلومتر را کرد ولی ماشین آقای آرین چندین سال قبل به پانصد رسیده بوده. این آقا اگر حرفهایش درست بود تسلا با حقوق سالی یک میلیون دلار استخدامش می کرد مگر به عشق ایران آنرا رد می کرد.

اخیرا هم شنیدم که ایشان از آلمان با ماشین الکتریکی ساخت خودش با یک شارژ به مرز ایران آمده که این یکی را اگر ایلان ماسک بشنود او را با حقوق ده میلیون دلار در سال استخدام می کرد. حداقل می توانست در تسلا مسئول قسمت کمدی و سرگرمی بشود.

فکر کنم اگر اداره ای برای مبارزه با دروغهای شاخدار تاسیس بشود من برای ریاست آن تقاضای کار بدهم.