نقطه تغییر Inflection Point

ترجمه کلمه بالا در فارسی برایم مشکل است مگر معادلی داشته باشد که من از آن بیخبرم. چون‌ نمیتوانم در یک کلمه آنرا توضیح بدهم مجبورم انشاء وار آنرا توضیح بدهم.

سال هفتاد و‌ هفت میلادی است و‌ اگر آمار بگیرید بیش از نود در صد مردم طرفدار شاه هستند. کم‌کم در تاکسی و‌ اتوبوس بحثهایی پیش می آید در مخالفت با شاه ولی هنوز تعدادشان اندک است مدت زمان زیادی طول می کشد که تعداد مخالفان از پنجاه در صد عبور کند وقتی این اتفاق افتاد پنجاه در صد دوم بسیار سریع اتفاق می افتد عبور از قست‌ اول به دوم را کلمه بالا توجیه می کند. حالا حکمأ نباید این اتفاق در پنجاه درصد بیفتد و موقعی می توان گفت که این اتفاق افتاده که تغییرات شتاب پیدا کند.

وقتی بنز اولین ماشین را در هزار و‌ هشتصد و هشتاد و شش ساخت هیچکس آنرا بعنوان جانشین درشکه و‌ اسب نمیدید و‌ پدیده ای جدا و‌ شاید برای تفریح ‌ثروتمندان تلقی می شد.

وقتی هنری فورد ماشین فورد مدل «A» خود را ساخت باز هم مردم ماشین را جدی نمی گرفتند و آنرا قابل مقایسه با درشکه و اسب خود نمی دیدند. چندین سال گذشت تا کمر این موج شکست و مردم قانع شدند که عصر درشکه و اسب گذشته. این همان تعریف کلمه بالاست.

حالا شما پدیده ای بعنوان ماشین الکتریکی دارید که یکبار حتی قبل از ماشین بنزینی وجود داشته ولی از بنزینی شکست خورده. یکبار در دهه آخر قرن بیستم توسط جنرال موتورز و تویوتا عرضه شده ولی باز هم به نقطه اینفلکشن نرسیده است. سپس نیسان با ماشین لیف در سال دو هزار و یازده به میدان آمده ولی باز هم اثر گذار نبوده.
بالاخره تسلا در سال دو هزار و دوازده توانست حیات تازه ای به ماشینهای الکتریکی بدهد ولی آیا سال دوهزار و دوازده سال شکستن موج بود؟ جواب خیر است. اگر دو هزار و‌دوازده نبود آیا اکنون هست؟ بنظر من حداکثر سال دو هزار و‌بیست و‌ پنج سال شکستن موج خواهد بود و سالی که بالاخره آخرین بنزینی سازها نیز قانع خواهند شد که کار ماشین بنزینی تمام است و باید تمام نقشه های تحقیق و ساخت قبلی را بدور ریخته و تمام حواس خود را متمرکز بر روی ماشین برقی بنمایند و بجای جنگیدن با ماشین برقی از طریق مقالات منفی به تیم ماشینهای برقی پیوسته و سعی کنند در آن رشته نو‌آوری بنمایند و از قافله عقب نمانند.

این نقطه اینفلکشن را در خیلی جاها می بینید. تغییر از تلفن موبایل به اسمارت فون، تغییر از ماشین دنده ای به اتوماتیک، از رادیو به تلویزیون، از تلویزیون سیاه و سفید به رنگی و و و.

اکنون وجود ماشین موفقی بنام تسلا با فروش بیش از دویست و‌پنجاه هزار در سال سازندگان هواپیماهای یک موتوره را هم قانع کرده که می توان هواپیمای برقی ساخت که کار پرواز را بسیار ساده تر خواهد کرد و اثر آن در هواپیما به مراتب از ماشینهای برقی بیشتر است.

شکی ندارم که در سال دوهزار و‌ پنجاه حتی هواپیماهای مسافربری با برق پرواز خواهند کرد.