تازه به دوران رسیده New Money

اصطلاح “نیو مانی” یا “نووریش” یا “نیو‌ریچ” کلماتی هستند که همه بمعنی “تازه بدوران رسیده” هستند.

افرادی که یکمرتبه پولدار شده و نمیدانند با این پول چه کار بکنند و اولین کارشان سوزاندن دل بقیه و ژست آمدن یا کلمه انگلیسی آن “شو آف” است.

اگر من فراری بخرم شاید شو‌آف نباشد چون مشخصات فنی آنرا هم میدانم و از بچگی آنرا دنبال می کرده ام و بعد ها دهها مقاله راجع به آن نوشته ام ولی وقتی کسی یک فراری می خرد که حتی تعداد سیلندر آنرا هم نمیداند و‌ قوه اسب و آرایش موتور بکنار معلوم است که آنرا فقط برای نمایش و سوزاندن دل بقیه خریده.

یادم هست که وقتی که در ایران یک پورشه نهصد و ‌چهارده داشتم که قیمتش بیست درصد از قیمت آزاد پیکان بیشتر بود و با آن رفتم فرودگاه بدنبال نوه عمه ام که خانواده اشان پولدارترین خانواده آنزمان ایران بودند او با دیدن ماشین پورشه من شاد شد و‌ گفت عجب ماشین خوبی. تعجب کردم گفتم تو‌ که در امریکا لابد باید ماشین خیلی بهتری داشته باشی؟ گفت نه من یک اپل مانتا دست دوم دارم! ( توی دلم داشتم فکر می کردم که اگر من با این پول اندک میتوانستم در ایران پورشه سوار بشوم او باید در امریکا از فراری کمتر سوار نشود ولی آنها تازه به دوران رسیده نبودند و‌نمیخواستند چیزی را به کسی ثابت کنند).

بعد از آن به کرات در زندگی به هر دو‌ گروه تازه بدوران رسیده و “اولد مانی” یا پولدارهای اصیل برخورده ام و باید بگویم‌ که تازه بدوران رسیده ها حالم را بهم می زنند بخصوص اکنون در سیلیکان ولی که خیلیها منجمله ایرانیها به پولهای کلان رسیده اند رفتارشان خنده دار تر شده و‌ فیس بوک هم وسیله ای را در اختیارشان گذاشته که نمایشات خود را بزرگتر کرده و دل عده بیشتری را بسوزانند.

با اولین پول بلیطها از اکونومی به بیزنس تبدیل می شود که تا اینجایش را می فهمم بعد فرست کلاس می شود که اصلا آنرا نمی فهمم و اخیرا که اجاره جت خصوصی هم اضافه شده. حالا بهر دلیل می خواهید جت خصوصی سوار بشوید بشوید ولی دیگر عکس در فیس بوک گذاشتن نهایت ندید بدید بودن است. به مردم چه که شما برای رفتن از نقطه الف به ب جت سوار شده اید؟ اسمش جت خصوصی است نه جت عمومی.

موقعی که نمایندگی فروش دایموند در سیلیکان ولی را داشتیم روزی آقای “آریاگا” ثروتمند شماره دو‌ی کالیفرنیا با ثروت هشت میلیارد دلار بدیدن شریک من مجید آمده بود. با هم ناهار خوردیم و‌ نمیدانم چه طور صحبت مسافرت شد وی گفت که با قد ۱۹۵ سانتیمتر فقط اکونومی سوار میشود ( توضیح اینکه ایشان تابحال بیش از پانصد میلیون دلار بعنوان خیریه به دانشگاه استنفورد داده). این کسی است که شصت سال طول کشیده که پولدار بشود و یکشبه با زد و ‌بند پولدار نشده. جالبست که می گفت وقتی خانوادگی به هاوایی می رفتند او با پرواز اکونومی رفته ولی دخترش که استاد الکترونیک دانشگاه استنفورد است و‌ همسرش (مارک اندریسن) کسی است که اینترنت را بصورت امروزی درآورد با بچه ها و‌ پرستار بچه ها با جت خصوصی رفته بودند! البته شوهر دختر نیز جداگانه میلیاردر است.

دوستی دارم که ثروتشان از میلیارد دلار متجاوز است و‌ ماشینش که “اوبر” است و ‌خانه اش در حد مرفه و‌ معمولی است و او هم بجز اکونومی سوار نمیشود و آنقدر افتاده است که باور نکردنی است. از هیچ برند لباسی استفاده نمی کند و سرتاپایش حداکثر پنجاه دلار است و می گوید خرید لباس مارک دار خریت است. ساعت دست نمیکند چون ‌معتقد است که تلفنش وقت دقیق را می دهد. سالی صدها هزار دلار به خیریه می دهد و اصلا آدم خسیسی نیست ولی از اینکه بخواهد ژستی برای کسی بیاید متنفر است.

در مقابل کسانی را می شناسم که حتما باید عکسشان را با جت کرایه ای در فیس بوک بگذارند و حتما در جشن تولد و ازدواج از خواننده های میلیون دلاری استفاده کنند و دل بقیه را بسوزانند.

اگر مردم به این افراد توجه نکنند علم می تواند از ثروت بهتر باشد ولی تا وقتی که ما به اینجور رفتارها بها بدهیم ثروت بالاتر از علم می شود و بعد خودمان اعتراض می کنیم که چرا این افراد وجود دارند و چرا تصادف کرده و می کشند ، و‌ می گویند دیه اش را می دهیم؟ اینها را ما با احترام به پولشان بوجود آورده ایم.

شرم بر تازه به دوران رسیدگی.