واشنگتن Washington 1732-1799

چندی قبل به موزه مانت ورنون یعنی خانه جرج واشنگتن اولین رییس جمهور امریکا و شاید بنوعی اولین رییس جمهور جهان رفتم.

خانه ای در زمینی بیش از صدها هکتار که شاید اول خانه آن پانصد متر مربع بوده و‌ بتدریج به هزار متر مربع رسیده که یک دلیل خیلی خوب داشته و آن نبود هتل در آن اطراف بوده و در سال آخر زندگی وی پذیرای ششصد و پنجاه مهمان بوده.

جرج واشنگتن همیشه خود را یک کشاورز می دانست و کشاورز خوبی بود که همه احتیاجات خود و ‌پانصد و پنجاه برده سیاهپوست خود را از زمین خود تامین می کرد.

دو ‌نکته تاریک با استاندارد امروز در مورد واشنگتن وجود دارد. یکی جنگ با سرخپوستها هنگامیکه وی در خدمت ارتش انگلیس بود( تا درجه سرهنگی). و دیگری داشتن بیش از پانصد و‌ پنجاه برده که تعدادی را از پدرش به ارث‌برده بود.

تعدادی را همسرش با خود به خانه وی آورد و‌ تعدادی را خود خریده و تعدادی را از بقیه کرایه کرده بود.

برده داری تا زمان آبراهام لینکلن در امریکا رواج داشت و‌ او بود که برده داری را لغو کرد که در نتیجه جنگ داخلی امریکا یا جنگ شمال و‌ جنوب بوقوع پیوست.

خب تا حالا بدش را گفتم و خوانندگانی که با اخلاق ایرانی فقط افراد را با کارهای بدشان اندازه می گیرند می توانند در همینجا خواندن را متوقف کنند و‌نتیجه بگیرند که واشنگتن یک سرخپوست کش و برده دار بوده.

جرج‌ واشنگتن احتمالا بچه دار نمیشده ولی همسرش از شوهر قبلی چند فرزند داشته. نمیدانم این جزو نکات منفی اش بوده یا مثبت؟

حالا وارد قسمت مثبت زندگی واشنگتن که وی را از استثنایی ترین افراد تاریخ بشریت می کند می شویم. قبل از شروع وی مردی قد بلند با قد ۱۹۰ سانت بوده.

دو دلیل ساده برای بزرگی این مرد وجود دارد. اول پس از شکست دادن انگلیس بعنوان فرمانده کل قوا از کار خود استعفا و به مزرعه خود برای کشاورزی بازگشت. چند سردار و ‌تیمسار می شناسید که از کار چرب و‌ نرم فرماندهی کل قوا به کار کشاورزی خود برگردند؟

هنگامیکه چهار سال بعد وی را به ریاست جمهوری انتخاب کردند وی پس از دو دوره انتخاب شدن و‌ اتمام دوره کار ریاست جمهوری را رها و آنرا به جان ادامز رییس جمهور دوم سپرده و دوباره به مزرعه خود بازگشت. این کار تا آنزمان سابقه نداشت و هیچ پادشاهی تا نمی مرد کنار نمیرفت و حتی گاه برای احتیاط فرزند و‌ برادر خود را هم می کشتند که مبادا یک روز از روزهای ریاستشان کم شود.این بجز فرمانده نظامی خوب بودن و‌ کشاورز خوب بودن بزرگترین حسن جرج واشنگتن بود که نه تنها نشان داد که شهوت قدرت ندارد بلکه راهی را ابداع کرد که پس از او اکنون دویست و‌ بیست سال پس از مرگش مثل ساعت اجرا می شود و چهل و‌ پنج رییس جمهور پس از پایان دوره مودبانه میز ریاست را ترک و ‌به زندگی عادی برگشته اند.

حالا در یک کفه ترازو سرخپوست کشی و برده داری را که در آنزمان هیچکدام بد محسوب نمیشدند گذاشته و در طرف دیگر ترک فرماندهی ارتش و ترک ریاست جمهوری برای اولین بار را بگذارید و‌ منصفانه در اینستاگرام بگویید که راجع به وی چه فکر می کنید. فراموش نکنید که او ‌و ‌دوستانش کشوری را پایه گذاری کردند که بزرگترین کشور تاریخ بشریت شد که همه ما بنوعی از آن سود برده ایم. فکر کنید که سرخپوستان هنوز بودند و سفید و سیاه و‌ قهوه ایی در امریکا نبود. من که حتما ایران بودم. گوگل و‌ فیس بوک و اینستاگرام و‌ مایکروسافت هم وجود نداشتند و شاید دنیا پنجاه تا صد سالی عقب تر از الان بود. افریقا هم با از دست ندادن درصدی از جمعیتش هنوز فرقی نکرده بود. نظرتان چیست؟