کی بود کی بود من نبودم !Who did it? It wasn’t me

یکی از دوستان نوشته بود که اخیرأ مقاله های من تند شده و آیا خبری هست؟ خیر خبری نیست ولی من همیشه مایلم که در مسائل جامعه شناسی شرکت کرده و بعنوان یک فرد بیطرف همانطور که به هیچ ماشینی تعصب ندارم (بجز تسلا) در موارد مسائل جامعه شناسی هم بیطرفانه قضاوت کنم.

اول دو داستان و بعد نتیجه گیری.

بعد از بیست سال در سال دو هزار و سه میلادی که بیست و‌ چهار سال از انقلاب می گذشت به ایران برگشته بودم.

آقای دکتری از دوستان نوجوانی مرا به کاخ نیاوران برد. در داخل کاخ در قسمتی که احتمالا جامهای شراب بود دکتر به یکی از جامها دست زد. سرباز وظیفه هیجده ساله گفت آقا دست نزن. دکتر که از این مسئله دلخورشده بود گفت بمن میگی دست نزن؟ وقتی موقع انقلاب مردم این وسائل را جعبه جعبه می بردند تو‌کجا بودی؟ سرباز با سادگی گفت من که آنموقع بدنیا نیامده بودم شما کجا بودی؟ جوابش واقعا جواب دندان شکنی بود و کلی دکتر را خجالت داد.

سال دوهزار و دوازده بود و‌ خانه یکی از دوستان دکتر جمع بودیم و دکتر بالایی هم بود.

در واقع بجز من همه دکتر بودند و‌ بجز من همه با همسر و فرزندان بودند و ‌فرزندان از پانزده تا بیست و پنجساله بودند.

بحث‌ این شد که چه کسانی در انقلاب شرکت داشتند؟ من گفتم که من که دانشجوی مرکز مطالعات مدیریت بودم که شبانه روزی بود و یک روز هم تعطیل نکردیم و فقط برای خالی نبودن عریضه ، خود مرکز یک روز برایمان اتوبوس گرفت که برویم نیمساعتی در بهشت زهرا شعار داده و بر گردیم. این تنها شرکت من در کل انقلاب بود.

دوستان دکتر هم یک به یک گفتند که به دلایل مختلف در انقلاب شرکت نداشته اند حالا یا مریض داشته اند یا کشیک و‌ غیرو. در این موقع دختر هیجده ساله یکی از دکتر ها گفت شما ها که هیچیک در انقلاب شرکت نداشته اید پس لابد ما توی شکم مادرمان انقلاب کرده بودیم. از حرف وی واقعا آنشب خندیدیم.

واقعا هم خنده دار است. من اگر صد نفر را دور و برم میشناختم میدانم که فقط سه نفرشان طرفدار انقلاب نبودند و بقیه بودند حتی اگر شرکت نداشتند ولی امروز بروید آمار بگیرید و ببینید چند درصد حاضرند اعتراف کنند که در انقلاب شرکت داشته اند. اینروزها همه تقصیر را به گردن هم می اندازند و‌ هیچکس در انقلاب شرکت نداشته یا شرکت آنچنانی نداشته یا اصلا مخالف بوده.

اولا متاسفم که چرا چیزی که نود و نه درصدی بود اکنون بسیار کمتر شده.

دوما متاسفم که کسانی که شرکت داشته اند حاضر نیستند به آن اعتراف کنند.

این یکی از خواص بد ما ایرانیهاست که هیچوقت تقصیر هیچ چیز را بعهده نمیگیریم.

همیشه ما فرشته ایم و تقصیر از بقیه است. همه دزد هستند بجز ما. همه خطا کارند بجز ما. همه شعور سیاسی ندارند بجز ما. این زنجانیها و‌ خاوریها از خود ما هستند. رهبران یک کشور آیینه آن جامعه هستند. از کره ماه نیامده اند.

یادم می آید که اولین مشکل ما با احمدی نژاد چهره اش بود که چرا آنقدر بیریخت است.

اولا که خودش که حق انتخاب نداشته و گرنه چهره لئوناردو دکاپریو را انتخاب می کرد.

دوما یکبار که از دیزین بر میگشتیم و دوستم رانندگی می کرد تصمیم گرفتم که به سرنشینان ماشینهای بغلی نگاه کرده و ببینم چند نفر خوش قیافه تر و چند نفر بدقیافه تر از احمدی نژادند؟ باورتان نمیشود،  نصف بهتر و نصف بدتر بودند.

چرا ما فکر میکنیم که او بیریخترین است و‌ ما خوش قیافه هستیم؟ بروید توی یک خیابان متوسط و قیافه ها را نگاه و منصفانه قضاوت کنید.

اگر برای از بین بردن آنچه که در آیینه می بینید آنرا بشکنید و آیینه دیگری بخرید تصویر عوض نخواهد شد مگر اینکه اول چهره خودمان را عوض کنیم.