ماسک برداری از ماسک Unmasking Musk

اخیرا کتاب زندگی ایلان ماسک نوشته اشلی ونس را خواندم و آنچه که می بینید خلاصه ای از برداشت من از آن کتاب است. طبق معمول خلاصه وار می نویسم.

ایلان ماسک در خانواده ای که مخلوطی از انگلیسی، کانادایی و امریکایی الاصل بودند پا بعرصه وجود گذاشت. پدر بزرگ و مادربزرگش آنقدر ماجرا جو بودند که با هواپیمای یک موتوره ساده خود از افریقای جنوبی به استرالیا سفر کردند که لازمه آن سفر به شمال افریقا، خاورمیانه، عبور از ایران، رفتن به مالزی و بعد سرازیر شدن مجدد به نیمکره جنوبی بود و رفتن به استرالیا و بعد بازگشت مجدد از همین مسیر.

اگر پدربزرگ و‌مادر بزرگ شما انقدر ماجرا جو ‌نبوده اند انتظار نداشته باشید که شما مثل ایلان ماسک آنقدر ریسک پذیر باشید.

ایلان از بچگی عاشق خواندن و ‌یادگرفتن بود و عاشق بازیهای ویدیویی. بچه های مدرسه او را بخاطر عجیب و‌ غریب بودن اذیت و گاه خونین و مالین می کردند و در خانه هم پدرش که یک مهندس بود و از مادرش طلاق گرفته بود او را اذیت می کرد، اینستکه ایلان همیشه تحت فشار بزرگ شد و زندگی خوبی نداشت.

وی بعد از دیپلم به کانادا مهاجرت کرد و بعد به دانشگاه پنسیلوانیا رفت و‌ همزمان لیسانس فیزیک و‌ اقتصاد گرفت.

در اولین فرصت خودش را به کالیفرنیا رسانید که بقول خودش برای رفتن به دانشگاه استنفورد بود ولی قرائنی به رفتن وی به استفورد وجود ندارد ولی شرکتی بنام “زیپ تو ZIP2”  را تاسیس کرد که با فروش آن بیست و‌دو‌ میلیون دلار گیرش آمد و‌ ماشین خود را از یک “ب ام و ” قراضه سیصد و‌ بیست به یک “جگوار ای تایپ” قدیمی و سپس به یک “مک لارن اف وان” آپگرید کرد.

از پول بدست آمده دوازده میلیون دلار را برای تاسیس ایکس دات کام گذاشت. بعدها “ایکس دات کام X.com” با شرکت مشابهی مشارکت کردند و نام شرکت به “پی پال Paypal” تغییر پیدا کرد. شرکت پی پال به یک و‌نیم میلیارد دلار فروخته شد که دویست و‌ پنجاه میلیون دلار سهم ایلان بود. اینجا ایلان باز بجای خرج کردن صد میلیون دلار برای شرکت “اسپیس ایکس SPACE X” گذاشت که ماموریتش واقعا جانشینی ناسا و در نهایت رفتن به مریخ بود.

چند نفر را در دنیا می شناسید که نصف ثروت خود را صرف چنین هدفی بنمایند؟ چند نفر می شناسید که بخواهند با پول خود یک کار کاملا علمی را بکنند که ناسا تا بحال نتوانسته؟

ایلان عمیقا به رفتن به مریخ اعتقاد دارد و اینکه روزی بشر مجبور می شود که به سیارات دیگر برود و هر چه زودتر بهتر.

بعد از شروع “اسپیس ایکس” ، ایلان دنبال موقعیتی برای سرمایه گزاری در یک ماشین الکتریکی بود که به شرکت تسلا معرفی شد.

تسلا تازه توسط مارتین ابرهارد ( مارتین در شرکت وایس تکنولوژی تا سال هشتاد و‌ هفت میلادی مدیر مهندسی بود و من در ماه اوت همانسال بعنوان مدیر کیفیت شرکت لینک که متعلق به وایس بود استخدام شدم. نمیدانم که هیچگاه با مارتین همزمان بودم یا خیر امیدوارم که بوده باشم ولی هنوز نتوانسته ام تاریخ ماه خروج وی را از وایس پیدا کنم) و مارک تارپنینگ تاسیس شده بود ولی دنبال سرمایه گذار بودند که ایلان از راه رسید و شش و نیم میلیون دلار در تسلا سرمایه گذاری کرد بشرط اینکه رییس هیئت مدیره باشد.

رییس هیئت مدیره مانند شاه در قانون اساسی قبلی ما است یعنی مدیر عامل را می تواند برکنار کند ولی خودش قدرت اجرایی ندارد.

ایلان همیشه دوست دارد خودش را موسس تسلا معرفی کند ولی واقعیت اینستکه او موسس ‌نیست ولی بدون او‌ ، تسلا تسلا نمیشد.

او ‌کم کم سرمایه خود را تا شصت میلیون دلار افزایش داد و در مقطعی دو موسس اصلی و هییت مدیره قبلی ( شامل برنی شی موسس وایس که من برای همسرش گریس که معاونت مهندسی بود کار می کردم) را مرخص کرد و پس از آوردن چند مدیر عامل غیرو خودش را مدیر عامل کرد.

یک‌ موضوع جالب در طراحی مدل اس اینستکه ایلان از “هنریک فیسکر” طراح دانمارکی الاصل ماشینهای آستون مارتین دعوت کرد که مدل اس را طراحی کند. بعد از صرف هشتصد و‌ پنجاه هزار دلار ایلان باین نتیجه رسید که فیسکر دارد شرکت خودش را می زند برای همین طرح بهتر را برای خودش نگاه داشته. ایلان هنریک فیسکر را مورد تعقیب قانونی قرار داد ولی بازنده شد و‌خسارت داد.

بعد از آن بود که “فرانتز فون هولتزهازن” از طراحان فولکس بیتل جدید، طراح جی ام و‌ و ‌رییس طراحی مزدا را استخدام کرد.

برای شروع دو بنز سی ال اس را الکتریکی کردند که جواب داد و مدل اس بر اساس آن و آستون مارتین و ‌پورشه طراحی شد.

تسلای مدل اس آنقدر نوع آوری داشت که در سال دو هزار و سیزده میلادی بهتری سدان سال مجله موتور ترند انتخاب شد آنهم برای اولین بار با رای کامل تمام هییت ژوری.

شرکت تسلا اکنون ‌شرکت سهامی عام است ولی اسپیس ایکس همچنان خصوصی هست.

اکنون ماسک هم موشکهای امریکا را بفضا میفرستد و‌ هم ماشینهای تسلای سه پر فروش ترین ماشین در کلاس خود را می فروشد. برای موشکها ، “جف بزوز” از آمازون تنها رقیب ضعیف وی است و ‌در تسلا تا سال بیست میلادی رقیب جدی وجود ندارد.

اخلاق ماسک: بدترین رییس زندگی تان از ماسک بد اخلاق تر نیست. رییسی طلبکار که بیش از روزی دوازده ساعت کار میکند و انتظار دارد همه همینکار را بکنند. هیچوقت از کارتان تعریف نکرده و فقط انتقاد می کند. کوچکترین خلافی باعث اخراج میشود و همه پروژه ها باید با سرعت ایلان حاضر بشوند و گرنه اخراج میشوید. وی تقریبا اخلاقهایش شبیه استیو‌ جابز است و اگر مانند جابز یک نابغه نبود شاید هیچکس نمی خواست برایش کار کند. این نوابغ اخلاق خواصی دارند که مردم را مثل مغناطیس جلب می کنند. مجسم کنید که امروز ایلان پا بپای بزرگترین متخصصین ناسا راجع به موشک سازی می داند و در مورد ماشین الکتریکی کسی باندازه او ‌نمیداند.

او‌ را هیچوقت دست کم نگیرید و گرنه بعدا خجالت خواهید کشید. خیلی از متخصصین عقیده داشتند که تسلا به تولید مدل دوم نخواهید رسید بعد به سوم بعد به چهارم. داریم راجع به متخصصین درجه اول اتومبیل مثل “باب لاتز” و‌ “کارلوس گون” صحبت میکنیم و‌ فضانوردی مانند نیل آرمسترانگ در مورد اسپیس ایکس.

من با آنکه صد در صد با روش مدیریتی استیو جابز و ایلان ماسک مخالف بوده ام ولی هیچگاه در قابلیت این دو نفر حتی لحظه ای شک نکردم.

اینها اون شاگردی بوده اند که بقول مدیر مدرسه هر کاری را گفته می کند حتما انجام خواهد داد.

ایلان عقیده دارد که افراد با هوش باید بچه بیشتری درست کنند که وضعیت دنیا بهتر بشود ( رسما نمیگوید که معمولا کم هوشتر ها بچه زیاد درست می کنند ولی منظورش همانست) و برای همین پنج پسر دارد. خوشینی عجیبی که وی دارد قطعا باعث‌ موفقیتش هست و حتی بعد از سه سقوط در اولین سه پرواز موشکهایش وی را مایوس نکرد تا چهارمی با موفقیت از جزیره نظامی کواجالین در مارشال آیلندز که در سفر قبل توقفی در آن داشتم پرواز کرد.

اکنون تنها رقبای وی در موشک سازی فقط پنج کشور برتر موشک ساز جهان هستند که تا دو سال دیگر فقط امریکا و شوروی باقی خواهند ماند و‌احتمالا تا سال دو هزار و بیست و‌ پنج میلادی شرکت او در موشک سازی از ناسا و روسیه هم جلو خواهد افتاد.

مسئله فقط تکنولوژی هم نیست. ماسک موشکهایش را همه را در داخل شرکت می سازد و از همه موشک سازها ارزانتر.

بعنوان مثال جاییکه بقیه از آلومینیوم یک تکه برای ساخت بدنه استفاده می کنند که خیلی گرانست ماسک با استخدام مهندس ایرانی “رضا میریکتا” متخصص درجه یک جوش فلزات ، روشی را پیدا کرد که بتواند از پانلهای کوچکتر و ارزانتر استفاده کند. رضا میر یکتا بعدها توسط جف بزوز برای شرکت موشکی وی بنام “بلو اوریجین Blue Origin” با حقوقی بسیار بالاتر استخدام شد.

ایرانیان ایلان: ایلان پول خود را در سیلیکان ولی در دو ‌شرکت اولش ساخت و بعد به لس آنجلس رفت و اسپیس ایکس را در آنجا تاسیس کرد و بعد به سیلیکان ولی برگشت و تسلا (و سولار سیتی با همکاری پسرخاله اش) را تاسیس کرد. نام سه ایرانی در این کتاب آمده است. رضا میریکتا که با سیستم جوش دادنش توانست خرج ساختن موشک ایلان را کم بکند و الان همین کار را دارد برای جف بزوز انجام میدهد. علی جاویدان رییس نمونه (پروتوتایپ) سازی تسلا مدل اس که تمام کار نمونه سازی از تبدیل بنز سی ال اس به الکتریکی تا ساخت بنز اسمارت الکتریکی برای بنز تا تویوتای راو فور الکتریکی برای تویوتا تا ساخت اولین نمونه های تسلای مدل اس زیر نظر وی انجام شده. وی چهار سال برای تسلا کار کرد و سال دو هزار و دوازده میلادی این شرکت را ترک کرد. نفر سوم شروین پیشه وری است که فکر می کنم در ایران با عارف پسر ژنی وزیر تلگراف یک شراکتی را داشت و الان در اینجا در کارهای هایتک است. وی شغلی را در شرکتهای ماسک نداشته ولی بعنوان کسی که او را می شناسد با وی هم مصاحبه شده‌ و عکسی از وی نیز با ایلان در کتاب هست.

در پایان جمله ای از یکی از سرمایه گذاران و واردان امور سیلیکان ولی را بزبان اصلی می گذارم. . وی می گوید سعی نکنید با ایلان رقابت کنید زیرا:

He will out-maneuver you
He will out-think you
He will out- execute you

او از شما بهتر مانور می دهد.
او از شما بهتر فکر می کند.
او از شما بهتر اجراء می کند.

بیاد داشته باشید که حتی نیل آرمسترانگ و ‌یوجین سرنان فضانوردان معروف امریکا راجع به اینکه یک شرکت خصوصی بتواند موشک هوا کند شک داشتند. کاش زنده بودند و قرار داد یک و ‌نیم میلیاردی ناسا به اسپیس ایکس را که حاکی از اطمینان آنها به این شرکت است می دیدند.

?WHERE DID MUSK MAKE THE MONEY
ZIP2 ——-$۲۲M
TAX———-———-$۶M
PERSONAL———-$۴M
X.COM—————$۱۲M—PAYPAL

PAYPAL—$۱٫۵B
OTHERS—$۱۲۵۰M
MUSK——-$۲۵۰M
TAX————–$۷۰M
SPACE X—— $۱۰۰M
TESLA———-$۶۰M
SOLAR CITY -$10M
PERSONAL—$۱۰M

?WHAT ARE THE COPANIES HE INVESTED IN
ZIP2
(X.COM (PAYPAL
SPACE X
TESLA
SOLAR CITY