بوی بدن Body Odor

اولین بار حدود چهاده ساله بودم که یکی از دایی ها جزو سوغاتی از امریکا برایم اسپری زیر بغل آورده بود و مرا برای اولین بار با این احتیاج آشنا کرد. از آن ببعد نه تنها بعد از هر استحمام از آنها استفاده کرده ام بلکه به بوی بد بدن افراد حساس تر شده ام و‌ تنها نکته منفی استفاده از مترو ‌و اتوبوس در تهران برایم تحمل بوی بدن افراد بود که بطور اختصار به آن BO هم می گویند.

این بوی بدن در کشورهای جهان سوم همیشه بدتر است و‌ در سفر اخیر در هواپیما بسیار از آن فیض بردم. کسانیکه لباس شیک هم بتن دارند ولی گویا اسپری زیر بغل را فراموش کرده اند. در جاهایی مثل تونس بوی سیگار هم باید به این لیست اضافه بشود.

بعضی ها هر روز استحمام نکرده و یا لباس عرق کرده قبلی را می پوشند ولی سعی می کنند با این اسپری ها یا مامز یا ادوکلن جلوی بو را بگیرند که آنهم بوی مخصوص بد خود را دارد.

ما در آریا دیزل روز اول به هرکسی یک مامز می دادیم‌ و نحوه استفاده اش را هم می گفتیم. به همه می گفتم که اگر دومی را به شما دادم یعنی کارت ایراد دارد و سومی اخطار آخر بودن. یک شرکت خوب و پاکیزه کارمندانش هم باید خوشبو باشند برای همین خوردن سیر و‌ پیاز هم در شرکت ما ممنوع بود.

بعضی افراد انقدر بد بو ‌هستند که من مانده ام که آیا افراد خانوده به آنان گوشزد نمی کنند؟

البته کسانی هستند که بطور ژنتیکی بدنشان از خود بو متصاعد می کنم که دو مورد می شناسم که فرد بعد از استحمام کامل و خشک کردن با حوله تمیز باز هم بدنش بو‌ می داد.

مواردی هم هست که اگر لباس شسته شده در ماشین رختشویی مدتی بماند و‌ فراموش بشود ، خود لباس بو‌      می گیرد.

یکبار مدیر حسابداریمان وارد اناق من شد و فکر می کنم لباسش خیلی بو‌ می داد. به او‌ تذکر دادم و بلافاصله جبهه گرفت که شما دارید بمن توهین می کنید و من فکر کردم که الان است که استعفا بدهد و هییت مدیره که خودش مدیر حسابداریها را می آورد حالا می آید باز خواست می کند که چرا گذاشتی برود؟ شانس آوردم که همان شب ساعت هفت زنگ زد و‌ گفت خانمم تایید کرد که لباسم بو می داده و معذرت خواست. البته مدیر حسابداری خوبی بود ولی ظرفیت بالاتری نداشت ، که بعدها در شغل معاون جانشین مدیر عامل کارش بد در آمد و‌ در خوردن سهام من هم بطور موثر تحت عنوان مامور و ‌معذور شرکت کرد. بگذریم.

این وسائل خوشبو کننده را جزیی از برنامه زندگی مانند خمیردندان برایش بودجه بگذارید. گاه افراد در مصاحبه کاری رد می شوند و‌ نمی فهمند چرا؟ این می تواند یکی از دلایل باشد.

در این سفر با یک انگلیسی در پروازی همسفر بودم‌ و صحبت‌ مهاجرین شد و مهاجر ستیزی در کشورهای پیشرفته.

می گفت مهاجرین استانداردهای نظافت ما را رعایت نمی کنند ، در خیابانها آشغال می ریزند ، در رانندگی راهنما   نمی زنند،  تنشان بو‌ می دهد ، لباسهایشان برای ما عجیب و‌ غریب است و ‌ما از این موضوع متنفریم.

من هم از این فرصت استفاده کردم و به او‌ گفتم که چقدر چرچیل آدم بد جنسی بوده و هیتلر خاورمیانه تیتر مناسبی برایش است. گفتم شاید اگر کارهای وی نبود الان این همه مهاجر در اروپا نداشتید و دارید بهای دخالتهای وی در خاورمیانه را می دهید. تعجب کرده بود ولی جوابی هم نداشت بدهد. اولین بار بود که چنین چیزی را می شنید ولی بر اساس بحث ‌دو ساعته مان متوجه شد که دارد با کسی صحبت می کند که از مسائل جهانی بی اطلاع نیست بخصوص وقتی بهش گفتم بنظر من ایراد اصلی برکسیت با سیاست مهاجرتی آنگلا مرکل شروع شد گل از گلش شکفت و‌گفت کاملا باهات موافقم.

بعد از فرود به توالت فرودگاه رفتم و‌ اتفاقا به کلی از مسلمین با لباسهای سفید برخوردم که توالت را گند زده بودند و ‌وضو ‌گرفتنشان تمام محوطه دستشویی ها را خیس کرده بود.

اگر نظافت نشانه ایمان باشد این جهان اولی ها خیلی از ما متدین ترند.

در شرکت “وایس” یک مهندس هندی داشتیم که بوی بدنش آزار دهنده بود و ‌در میتینگهایی که وی شرکت داشت همه جوری می نشستند که بینشان صندلی خالی نباشد که او‌ نتواند بین آنها بنشیند و لازم نباشد بوی بدن ‌وی را یکساعتی تحمل کنند.

البته خوردن بعضی از ادویه جات باعث ‌بوی بدن می شود.

شخصی می گفت که وقتی شنبلیله می خورد احساس می کند که بدنش بو ‌میدهد.

در دامها نیز خوردن بعضی مواد در طعم یا بوی شیر آنها تاثیر می گذارد.