چاره دیکتاتوری Dictatorship Solution

دیروز وارد فرودگاه کشور کوموروس شدم ‌و ‌دیدم که باز چمدانم گم شده. این بار هم از سه پرواز دو پرواز آخر با شرکت هواپیمایی اتیوپی بود. بنابراین فکر می کنم یک جای کار در این شرکت می لنگد.

بهر حال سوار تاکسی شدم که به شهر بروم و‌نیمه راه دیدیم که ماشینها دارند بسرعت دور زده و بر می گردند و راننده که فقط فرانسه زبان بود به من با فرانسه الکن من حالی کرد که انتخابات در پیش دارند و رییس جمهور فعلی مایل به رفتن نیست. اتفاقا عکسهای انتخاباتیش به در و دیوار بود و‌ خلاصه ارتش جاده را بسته که کسی وارد پایتخت یعنی مورونی نشود و سه نفر را هم با تیر زده اند. در نتیجه دیشب را با صرف پنجاه دلار در هتل قراضه ای در نزدیک فرودگاه گذراندم و خوب بود که بیست و‌ چهار ساعت بود که نخوابیده بودم و‌ خوابم برد و گرنه در چنین هتلی خوابم نمی برد.

صبح که بیدار شدم داشتم فکر میکردم که اگر عزیز نسین زنده بود در مورد دیکتاتورهای جهان و بالاخص افریقا که هیچکدام مایل به ترک کار نیستند چه می گفت؟

خب من هم جای آنها بودم شاید نمیرفتم. چه کسی حاضر است کاخ ریاست جمهوری به آن زیبایی را ترک‌ و برود در یک خانه عادی با حقوق کمتر و مزایای کمتر زندگی کند.

فکر می کنم اگر عزیز نسین زنده یاد زنده بود توصیه زیر را می کرد:

” از امروز تمام روسای جمهوری در تمام دنیا باید در حلبی آباد ها یک خانه مختصر و مفید و ‌یک حقوق بخور و ‌نمیر بگیرند ولی پس از اتمام دوره و ‌ترک کار به خانه ای اشرافی نقل مکان کرده و ده میلیون دلار پاداش اتمام دوره بگیرند.”

شاید این باعث‌ بشود که تمام روسای جمهور سعی کنند که هر چه زودتر از شر کار ریاست جمهوری خلاص و‌ خود را به خانه اشرافی و ده میلیون دلار پاداش برسانند. شاید این باعث شود که دیگر وارد کارهای غیرقانونی برای بک لقمه نان هم نشوند. همه مشکلات بشری را میشود با تغییر انگیزه عوض کرد.

زنده یاد جورج واشنگتن فکر می کنم که اولین رییس جمهور جهان بود و یا حداقل اولین رییس جمهوری که با زبان خوش خودش پس از پایان دوره ترک کار کرد که درسی به بشریت بدهد ولی این بشر دوپا درس بگیر نیست. آنوقت خود را اشرف مخلوقات می خوانیم. مطمئنأ حیوانات پشت سر  ما می خندند. چرا؟ برای حرص دنیا. آنها بخچال و‌ فریزر درست نکردند که فقط باندازه مصرف یکروزشان شکار کنند ولی ما گاه از فریزرمان می توانیم سه ماه بخوریم. آنها بانک اختراع نکردند که نتوانند شکار را تبدیل به پول و‌پول را در بانک‌ قایم کنند. آنها کشور درست نکردند که سر مرزش جنگ کنند. آنها دین درست نکردند که هر روز سر دین کی از کی بهتره بجنگند.

حالا ببینم اشرف مخلوقات ما هستیم یا آنها؟