تونگا Tonga

تونگا تنها کشور سلطنتی در جزایر اقیانوس آرام است که اگر چه مدتی زیر نفوذ انگلیس بوده ولی هیچگاه مستعمره نبوده.

جمعیت آن بیش از یکصد هزار نفر و مساحت دهها جزیره اش حدود هفتصد و پنجاه کیلومتر است که در هفتصد هزار کیلومتر مربع پخش شده است.

بنظر میرسد که خانواده سلطنتی فعلی در حدود دویست سالی هست که دارند حکومت می کنند و قصر پادشاه از مجموع ساختمان قصرهای موجود در تهران بزرگتر است. برای ما ایرانیها سلسله ای با این قدمت و کاخی باین عظمت برای کشوری چنان کوچک کمی از عقل و منطق بدور است!

طبق معمول پرواز از شهر نادی فیجی شروع و ساعت ده صبح تونگا بودم تا ساعت چهار بعدازظهر روز بعد که دوباره برای بار چهارم به فیجی برگشتم.

در آمد مردم این کشور از کشاورزی و‌ صادرات نارگیل و موز ، صادرات ماهی، توریسم و برگشت پول کارگران مهاجر است که در امریکا یا فیجی کار می کنند و برای خانواده خود پول می فرستند.

توریستها یا برای تماشای نهنگها باینجا می آیند یا ماهیگیری ولی توریست زیادی اینجا نمی بینید.

جزیره اصلی شبیه یک جزیره بزرگ است که قسمتی از آن شبیه اتول هست ولی در تمام جزیره یک تپه یک متری هم نمی بینید.

قیمت بنزین لیتری ۱.۵ دلار است. چند دانشگاه در جزیره هستند که ساکنین همانجا بتوانند تحصیل کرده و به جزیره خدمت کنند. برای مغز من زندگی در چنین جزایری غیر قابل تحمل است حتی اگر خود بهشت باشند و خانه ام کاخ پادشاه باشد.

تور چهار ساعته را با راننده تاکسی و تویوتای وکسی مدل دوهزار و شش آغاز کردیم.

چهار ساعت گشتیم و بهشت را بیشتر دیدم ولی نظرم در مورد زندگی در جزایر کوچک عوض نشد.

مقداری راجع به قبر ها یاد گرفتم که فقط برای هفت سال هستند و بعد یک فامیل را میکارند بغل دستتان برای همین روی قبر شن زیاد می ریزند که خنک بماند که جسد قبلی بعد از هفت سال خیلی بیریخت نباشد.

یک درخت نارگیل سه سر هم دیدم که استثنایی است و حتی تابلوی توریستی داشت.

غذای محلی دو و نیم دلار شد و بطری آب کوچک نیم دلار.

در فرودگاه منتظر بازگشت به فیجی برای قسمت بعدی هستم.