نارو Nauru

سوال: آیا استرالیا با مهاجرین غیر قانونی چه می کند؟

جواب: آنها را به جزیره ای بنام نارو که کشوری مستقل است می فرستد و‌ دیگر سراغشان را هم نمی گیرد و در واقع با اینکار پیغامی را به بقیه می دهد که بیخود سعی نکنید بیایید اینجا چون به زندانی در جزیره ۱۲۰۰۰ نفری نارو فرستاده خواهید شد و دیگر خبری از شما نخواهد شد.

اخیرا مصاحبه ای را در رادیو با یک ایرانی زندانی در نارو می شنیدم که کتابی در این مورد نوشته که مورد توجه قرار گرفته.

نارو حتی برای امریکاییها هم ویزا می خواهد و چون در هیچ جا بجز استرالیا سفارت ندارد ویزا را باید در فرودگاه بگیرید که آنهم بگیر و‌ نگیر دارد و‌می خواهند مطمئن بشوند که خبرنگار فضول و طرفداران حقوق بشر در آنجا پیدایشان نشود.

نمیدانم که ایرانیهای علاقمند به مهاجرت به هر قیمتی اینرا می دانند یا خیر؟ چون‌ ما ایرانیها زیاد اهل دنبال کردن اخبار جهان نیستیم و شاید فقط بعد از رسیدن به نارو از نام آن خبردار بشویم که دیگر خیلی دیر است. مثل کاروان مهاجرین امریکای جنوبی که پیاده عازم امریکا هستند و شاید خبر ندارند که اینبار ارتش امریکا با اجازه آتش از آنها استقبال خواهد کرد.

اینروزها کلا امریکا و اروپا و استرالیا از دست مهاجرین و خواسته هایشان خسته شده اند. اول با خواهش و تمنا می آیند و‌ چند سال بعد تقاضای برسمیت شناختن روسری و در خواست سینه زنی در خیابانهای شهر را دارند و حرف اینها اینستکه اگر این چیزها را می خواهید چرا در کشور خودتان نمی مانید؟ کدام کشور اسلامی اجازه داده که مسیحیان بتوانند در خیابان ها لباس لخت بپوشند و مراسم مذهبی برگزار کنند؟

اخیرا با خیلی از امریکاییها و اروپاییها و استرالیاییها در مورد مهاجرین صحبت کرده و خود را طرفدار آنها معرفی کرده ام که حرف دلشان را بشنوم. دوستان اصلا دوستمان ندارند. بیخود به خود وعده و وعید ندهید و همانجا که نشسته اید سفت بنشینید که دنیا دارد دوره ضد مهاجرت را تجربه می کند.

امثال ترامپ را همین آدمها انتخاب کرده اند و ‌خواهند کرد. من حتی از این ترامپ بعید نمیدانم که روزی بگوید پول این مهاحرین را هم اگر بالای یک میلیون دلار بود ضبط کنید و با آن بدهکاریهای امریکا را بدهید. بگذریم.

در نارو قرار بود که فقط توقفی چند ساعته داشته باشم چون اگر می رفتم باید یک هفته تا پرواز بعدی می ماندم.

فرودگاهشان برای این تعداد پرواز کم خیلی مجهز بود ولی بنظر خیلی پلیسی می آمد.

حداقل در این جزیره مطمئنم که من اولین ایرانی نبودم و ممکنست نفر صدم بودم ولی شاید اولین ایرانی ای بودم که فقط سه ساعت در نارو بودم و به میل خود آمده و بعد آزادانه برگشتم.

من منطق اروپاییها در مورد مخالفت با مهاجرت را تا حدودی می فهمم ولی امریکا و استرالیا را نه. مگر سفید پوستان اروپایی از سرخپوستان امریکایی اجاره ورود گرفتند؟ مگر سرخپوستان راضی بودند؟ مگر سفید پوستان بی اجازه و‌ کاروان بعد از کاروان نیامدند؟ مگر استرالیا خود زندان انگلیسیها نبود؟ مگر انگلیسیها خود بزور نیامدند؟

علت استفاده از نارو بقول یک مهندس استرالیایی که با او مفصل صحبت کردم اینستکه وکلای مهاجرت استرالیا که برای خود ناندانی درست کرده بودند در گیر نشوند و راه قانونی برای پذیرش موکل خود جور نکنند.

بهر حال امیدوارم که دوستان ایرانی فکر مهاجرت غیر قانونی به هر کشوری را از سر بیرون کنند بخصوص در جو ضد مهاجر اخیر.

سعی کنید دعوت نشده به هیچ مهمانی نروید.