زندگی در یک اتول Life in an Atoll

مجسم کنید که دارید در یک اتول زندگی می کنید. اتول جزیره ای نیم دایره ای و باریک مانند لبه یک آتشفشان خیلی بزرگ است. فرض کنید که طول آن بیست و پنج کیلومتر و عرض آن دو دهم کیلومتر است. با ضرب آن به عدد پنج کیلومتر مربع میرسید.

آیا دوست دارید در جزیره ای با این مشخصات زندگی کنید؟ تنها بیمارستان شما در حد یک درمانگاه است و برای هر مرض جدی باید به جزیره ای بزرگتر بروید آنهم با هواپیما.

جزیره فقط یک جاده دو خطه دارد و خیابانهای عرضی نادر و فقط در نقاط کمی پهن تر هستند. سینما وجود ندارد و فقط آنرا در ویدیوها دیده اید.

تعداد مردان کمتر از زنان است چون مردان اگر بتوانند مهاجرت می کنند ولی زنان که زود هم بچه دار می شوند این امکان را کمتر دارند.

اگر شانس بیاورید و این اتول ها نزدیک یکدیگر باشند شاید دولت با سنگریزی فاصله دو اتول را با یک جاده بهم وصل کند و دنیای شما را بزرگتر کنند.

گاهی فاصله دو اتول را میتوان موقع جزر پیاده پیمود ولی وقتی آب بالا میاید قایق لازم می شود مگر بخواهید شنا کنید یا تا گردن در آب بوده و در آب پیاده روی کنید.

کل زندگی شما و حرکتهای شما ممکنست به پنج کیلومتر مربع محدود بشود. آیا این مثل زندان نیست؟

با بدنیا آمدن در چنین جزایری شما ممکنست مانند یک محکوم به حبس ابد محکوم به زندگی در این دنیای کوچک بوده و هیچگاه نتوانید از آن خارج بشوید.

هر وقت داشتید از وضعیت حود افسرده می شدید بیاد بیاورید که شاید پنجاه در صد مردم جهان وضعشان در حد شما نیست.

نگاه به بالادست برای تلاش بیشتر و نگاه به زیر دست برای جلوگیری از افسردگی.