توالو Tuvalu

اینهم از جزایر اتول مانند اقیانوس آرام می باشد با حدود بیست و چهار کیلومتر طول و هزار متر عرض با دوازده هزار نفر جمعیت.

فکر کنید که به قسمت ایرانیان مقیم بهشت در تمام سه هزار سال تاریخ ایران رفته اید و‌ قول می دهم که جمعیت دوازده هزار نفر هم نباشد. این بهشت با تمام زیبایی هایش خیلی می تواند خسته کننده باشد.

قبل از سوار شدن به هواپیمای – ATR 72 600 اول دنبال شش داوطلب بودند که کنسل کنند چون زیادی بلیط فروخته بودند. بعد گفتند اگر کسی کنسل نکند چمدانها پس فردا می رسند چون هواپیما سنگین شده ( بعد از برگشتن من).

ظاهرا وزن هواپیما زیاد شده بود و این هواپیما حساسیت زیادی به وزن و یخبندان دارد و‌ یک سقوط بابت اضافه وزن و پنج تایی بابت یخ زدگی بال داشته. خلاصه بالاخره شش نفر کنسل کردند و راه افتادیم.

این جمعیت اینجا هم همه بالای صد کیلو هستند که با استاندارد ۸۷ کیلو‌برای هر نفر نمی خورد.

به توالو که رسیدیم من حسابی سرما خورده بودم و به تنها بیمارستان جزیره رفتم که توسط ژاپنیها اهدا شده و توسط تایوانیها اداره می شد. این چند کلمه چینی که هنوز بیادم مانده خیلی برایم کار می کند و دکتر را بلافاصله با من دوست کرد. خلاصه با چهار نوع قرص و نه پول ویزیت و نه قرص مراجعت کردم‌ چون بهداشت مجانی است. اگر در امریکا کسی اینگونه برود اورژانس هزار دلاری شارژ خواهد شد.

روز دوم با یک آلمانی و یک چینی که آنها هم جهانگرد بودند یک تور قایق به یک جزیره کوچک محافظت شده گرفتیم که نفری ۹۳ دلار استرالیایی دادیم که میشود حدود ۷۵ دلار امریکایی. چیز زیادی را در جنگل انبوه نمیشد دید ولی با اسنورکل کلی کار کرده و لذت بردم.

اول ساحل شنی بود و بعد قسمتهای مرجانی با ماهیهای رنگارنگ در قسمت سوم ‌ناگهان دره ای عمیق پدیدار می شد با ماهیهای بزرگ.

راهنما گفت اگرچه این قسمت دیدنی تر است ولی کوسه هم دارد. برای من همین کلمه کافی بود که وارد منطقه عمیق نشوم.

از خرید اسنورکل و ماسک غواصی ام راضی بودم چون دو نفر دیگر کرایه کردند و‌جالب نبود و‌ مرتب یا آب بدهنشان میرفت یا چشمشان. در مورد کیسه ضد آبم فکر کنم درست نبستمش و آب بداخل رفت و هشتصد دلار خیس روی دستم گذاشت. دفعه بعد باید دقت کنم.

لباس ضد آفتابم خیلی کمک کرد یادم هست که مایوی آنرا هم داشتم که باید پیداش کنم. دوستان دیگر حسابی سوختند.

پس از بازگشت و صرف نهار یک موتور سوزوکی صد و بیست و‌ پنج کرایه کردیم روزی پانزده دلار استرالیا و ده دلار هم بابت بنزین.

راستی دو شب هتل شد ۲۳۰ دلار استرالیا که ‌فقط هم نقد می گرفتند جاهای دیگر هم بعضی بابت کردیت کارت پنج درصد اضافه می گرفتند. بهر حال ، با موتور بهمراه یک ‌آقای آلمانی به یک رستوران هندی رفتیم. و بعد دو سوی جزیره را طی کردیم که یک ساعتی طول کشی.

به آقای آلمانی گفتم که حالا می توانی ادعا کنی که بهمراه دوچرخه با موتورسیکلت جزیره را طی کرده ای. اسم من به آلمانی می شود دوچرخه!!

عصر برای خوردن شام با موتورسیکلت عازم شدیم که دیدیم باند هواپیما که فقط هفته ای چهار پرواز دارد و‌ هیچ حفاظی ندارد و‌ در دو طرفش خانه های مسکونی است تبدیل به پارک تفریحی شده و از تیمهای فوتبال تا والیبال و‌ داژ بال و سایر چیزها روی آن مشغول بودند.

چه جالب بود که این باند در غروب محل تجمع جوانان شهر بود. برای نماز جماعت هم جون می داد ولی اکثر پروازها حوالی ظهر رسیده و میرفتند. ماشین آتش نشان فرودگاه چند دقیقه قبل از فرود هواپیماها آژیر می زد که مردم حواسشان باشد که از عرض فرودگاه رد نشوند.

بهر حال نمردیم و در کشور فرمان دست راست با موتورسیکلت مفصل رانندگی کردیم هر بار بعد از پیچیدن به خیابان بعدی گیج می شدم یاد رانندگی سمت چپ میافتادم‌ و بلافاصله خود را به سمت چپ جاده می رساندم.

برای شام آقای آلمانی را به رستوران چینی رساندم و‌ خودم  عازم تنها هتل رسمی شهر شدم که غذای غیر چینی بخورم زیرا اینجا حتی رستوران هندیش هم غذاهای چینی داشت چون میگفت مواد غذای هندی گیر نمیاید.