تعصب در مقابل تعقل Prejudice vs. Wisdom

دوستتان که در اداره زیر دست پدرتان کار می کند خبر بدی را به شما می دهد. پدر شما دارد از پولهای اداره اختلاس می کند. عکس العمل شما چیست؟

۱- دوستتان را از خانه می اندازید بیرون (تعصب)

۲- از او‌ جزییات بیشتری می خواهید و در صورت اثبات پدرتان را خودتان لو می دهید (تعقل).

این کاری است که دو پسر ” برنی میدف ” که پنجاه میلیارد دلار از پول مشتریانش را اختلاس کرده بود کردند و بمحض فهمیدن این جریان آنها پدر را به پلیس معرفی و‌پدر خود را برای تمام عمر به زندان انداختند و بعد البته از بد روزگار یکی از آنها از سرطان مرد.

ما هر روز داریم با این دو مسئله سر‌ و کله می زنیم.

سر داستان خدا و پیغمبر که می شود تعصب داریم و‌ منطق سرمان نمیشود.

سر مسائل ناموسی تعصب داریم و‌ منطق سرمان نمی شود.

در موارد آسان تر مثل تیم فوتبال یا عشق به مرسدس بنز تعداد بیشتری منطقی هستیم ولی باز خیلی ها متعصب هستند.

یکی از مشخصات جوامع عقب افتاده تعصب است و تعداد چیزهایی که مردم روی آن تعصب دارند.

عشق به هارلی دیویدسون یا بنز جی یک تعصب است و یک تعقل نیست. اکثریت هارلی سواران را آدمهای کمتر از لیسانس تشکیل می دهند و طرفداری از بنز جی هم از هالیوود شروع شده نه از پیستهای آفرود جهان.

وقتی که جنس بدتر از جنس بهتر محبوبتر است تعصب وجود دارد. اگر کیفیت بنز را از تویوتا برتر بدانید شما بک‌ فرد متعصب هستید چون آمار حرف شما را تایید نمیکند.

وقتی می گویید ماشین فقط ماشین آلمانی دارید از روی تعصب صحبت می کنید.

چندی پیش داشتم ویدیوی یک کمدین امریکایی معروف را می دیدم که می گفت اگر خدا یک رزومه کاری داشت کسی او را استخدام نمی کرد. چون بعنوان یک مدیر عامل نه میتواند سیلها را مهار کند نه آتشفشانها و‌ زلرله ها را و نه توانست جلوی هیتلر آدمکش یا چنگیز و مشابه آنها را بگیرد. جمعیت هم می خندید. آیا چنین صحبتهایی را جلوی افراد متعصب می توان کرد؟ عمرأ.

افراد متعصب عموما از سواد کمتری برخوردار هستند و در زندگی روزمره هم ممکنست از منطق کمتر پیروی کنند.

اگر شما یک رهبر کشور را دوست داشته باشید و خوبی هایش را بیشتر از بدیهایش بدانید، شما دارید از روی عقل صحبت می کنید ولی اگر دربست تمام کارهایش را خوب بدانید فقط چون‌ طرفدارش هستید شما متعصب هستید.

در امریکا اکثر طرفداران اوباما از روی منطق صحبت می کنند ولی طرفداران ترامپ فقط تعصب دارند.

خود ترامپ یک بار کفت که من اگر بروم وسط خیابانهای نیویورک و‌ کسی را بکشم‌ هیچ مشکلی پیش نمیاید و از طرفدارانم کم نمیشوند. اوباما با آنکه دو برابر ترامپ محبوب است اگر چنین کند همانروز اکثر طرفدارانش را از دست می دهد. این است فرق تعصب با تعقل.

خوشا بحال آن رهبرانی که بتوانند طرفداران متعصب داشته باشند که اعمال آنها را زیر سئوال نبرند. خوشا بحال رهبران دینی که از سئوال و‌جواب معافند.

الان در همین کلیسای کاتولیک هزاران کودک مورد تجاوز قرار گرفته اند و هنوز مشتی متعصب میروند کلیسا و به اینها کمک مالی می کنند.

در واقع این کمکهایشان خرج وکیل برای دفاع از کلیسا و خسارت تجاوز می شود. یعنی به بچه شما تجاوز کنند و‌ خرج دفاعیه از متجاوز را هم از شما بگیرند! معادل اینکار اگر در یک شرکت و اداره انجام بشود کن فیکون خواهد شد و رییس شرکت هم اعدام خواهد شد ولی جایی که تعصب وجود دارد از این خبر ها نیست.

تعصب دروازه‌ ورودی حماقت است.