سلطان نشین برونی Royal Brunei

اولین بار که نام برونی را شنیدم در رابطه با کلکسیون ماشین پادشاه این کشور بود.
این کشور که در ۱۹۸۴ به استقلال رسیده در جزیره بورنیو واقع است و‌چهارصد هزار نفر جمعیت دارد.
جزیره بورنیو کشورهای اندونزی، مالزی و‌برونی را در خود جای داده است و در زمانهای قدیم یک کشور بوده. سالها قبل قسمتی که توسط هلند به استعمار در آمده بود کشور اندونزی شد و انگلیسی ها از بقیه جزیره دو کشور مالزی و بعد برونی را در آوردند. امان از دست این استعمارچی ها.
اینجا هم رانندگی و ماشین ها سیستم انگلیسی هستند. اقتصاد اینجا بر اساس نفت و گاز است و وضع مردمش خوب است.
کلکسیون ماشینهای سلطان از ۵۰۰ تا ۲۵۰۰ هم حدس زده می شود و فقط ۲۵۰ رولز رویس را شامل می شود ولی سلطان اکثرا با چه ماشینی دیده می شود؟ بنز جی مشکی. سلطان حتی فراری ۴۵۶ استیشن هم دارد که فقط مخصوص وی ساخته شده. قصر سلطان آن قدر بزرگ است که فکر کنید زمین آن از میدان تجریش تا کاخ نیاوران است بعرض شاید ۵۰۰ متر و تازه آن دست خیابان هم خانه خواهر و برادر هاست. مردم سلطان را دوست دارند چون پولها را در داخل کشور خرج می کند و آنها تامین هستند. فکر کنم که فقط ما ایرانی ها در این موارد حساسیت داریم. یادم هست وقتی کاخ نیاوران را می ساختند نصف زمین کاخ صاحبقرانیه را یک پارک کردند که شد پارک نیاوران و نصف دیگر کاخ نیاوران شد که کوچکترین کاخی است که من در ۱۶۴ کشور دیده ام. اگر اینجا بود کاخ صاحبقرانیه باید ضربدر ده می شد که نامش کاخ بود وگرنه بیت بود.
یک‌ دهکده آبی در اینجا وجود دارد که فکر کنید آبراه هایی  داشته باشید در جوار جنگلها و بجای تخریب جنگل برای ساخت خانه شما در آب ستون زده و ساختمان خود را روی آب بسازید که جنگل تخریب نشود و‌مجبور هم نشوید برای دسترسی خانه ها جاده بزنید. حالا خانه های روی آب را بهم وصل کنید و ایستگاه قایق بگذارید که اهالی بتوانند رفت و آمد نمایند.

این کشور زیاد به توریسم اهمیت نمیدهد چون شاید یا پولش را لازم ندارد یا دیدنی ندارد یا چون نمیخواهد خارجیها بیایند و به مردمش بد آموزی کنند و راجع به سایز قصر و تعداد ماشین ها سئوال بکنند.

مانند ایران قبل از انقلاب بهشت رفتن اجباری نیست و بعضی خانمها روسری دارند و بعضی ندارند ولی بر عکس قبل از انقلاب خود خاندان سلطنتی محجبه هستند.
خوشحالم که در زمان اقامتم در اینجا مهاتیر محمد آرشیتکت کشور مالزی جدید (همسایه برونی) از بازنشستگی به در آمد و‌ پوزه نجیب رزاق نانجیب نخست وزیر منتخب خود را در انتخابات به خاک مالید و قول داد که انور ابراهیم وزیر دارایی خودش را که رقیبش شده و به جرم بچه بازی به زندان انداخته بود را پس از دو سال جانشین خود کند. او‌ همچنین از دیکتاتور بودن خود معذرت خواست کا‌ری که هیچ دیکتاتوری نکرده. امیدوارم که انتخاب وی مسئله گم شدن هواپیمای مالزی را هم حل کند. اگر نه انور ابراهیم باید اینکار را بکند زیرا کاپیتان گم شده از طرفداران انور ابراهیم بود و در دادگاه نهایی محکوم شدن وی شرکت کرده بود و از این موضوع خشمگین بود. به تظر من و بدون هیچ مدرک این می توانسته باعث شود که وی دست به گم کردن هواپیما برای بی آبرو‌ کردن نانجیب رزاق بزند.
فرودگاه بندر سری بگوان قشنگ و‌خلوت است. بنظر می رسد که مردم این کشور بدون هیچ حاشیه ای به آرامی زندگی می کنند  و هیجانات ناشی از برجام و‌ دلار را هم ندارند. اگر اخبار جهان را از پنجاه سال پیش به این طرف دنبال کنید ایران همیشه جزو ده کشور خبر ساز جهان بوده. بنظر می رسد که روحیه امپراطوری ما از زمان کورش حفظ شده. فقط کاش کورش بجای یک زن و‌ چند بچه مثل آشغالهای قاجاری یا عربهای اشغالگر ولگرد صد زن و خدمتکار را حامله کرده بود و بجای ژن آشغال اینها  ژن یک ایرانی با اصالت را بسط داده بود که ما امروز با این همه دزد و دروغگو دست و‌پنجه نرم ‌نکنیم.
در ضمن شرکت هواپیمایی برونی بجز شرکتهای هواپیمایی وطنی تنها شرکتی است که قبل از سفر  دعای عربی میخوانند. بماند که اینجا هم اکثرا عربی نمیدانند ولی الفبا را مسلمانان که اکثریت کشور را تشکیل می دهند میدانند ولی چینی الاصل ها و هندی الاصل ها نه الفبا را می دانند و‌نه زبان را.