موقعیکه استاد امریکایی نمی دانست! When the American Professor Did Not Know

سال اول دانشگاه پهلوی شیراز بودم و یک کلاس ریاضی داشتم که استاد آن امریکایی بود. یادم می آید که یک بار یک دانشجو سؤالی از استاد پرسید و جواب استاد این بود که نمی دانم ولی سعی می کنم جواب آن را پیدا کنم. بلافاصله من نتیجه گیری کردم که این استاد بیسوادی است چون من در زندگی ام هیچگاه به استادی برنخورده بودم که جواب سؤالی را نداند. حتی در دبیرستان وقتی از معلم جغرافی پرسیدم جزایر لانگرهانس کجا هستند وی گفت در اقیانوس اطلس در حالیکه در لوزالمعده هستند و مسئول تولید انسولین.

ما ضرب المثل معروفی داریم که می گوییم “پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است”.

بنظر من این ضرب المثل یکی از عللی است که ما خجالت بکشیم که بگوییم نمی دانیم. چون ندانستن عیب است و حوصله پرسیدن هم نداریم پس بهتر است وانمود کنیم که جواب را می دانیم. کاش می توانستیم این ضرب المثل را بصورت زیر عوض کنیم. ضرب المثل جدید به این صورت خواهد بود:

ندانستن عیب نیست نپرسیدن عیب است.

بگذارید راحت جرأت بکنیم که بگوییم جواب چیزی را نمی دانیم و وقتی هم که جواب را پیدا می کنیم اعتراف کنیم که همین الان جواب را پیدا کرده ایم.

یکی از چیزهایی که در امریکا یاد گرفتم این بود که این ملت چه آسان قبول می کند که جواب را نمی دانند و برعکس چقدر برای مردم ما اعتراف به ندانستن مشکل است. ما حتی در مورد موضوعاتی که نه در تخصص ما هست و نه قرار است بدانیم هم جرأت نمی دانم گفتن را نداریم. از کسی که اصلاً وارد کار سیاست نیست نظرش را راجع به کره شمالی بپرسید و او شما را بی جواب نخواهد گذاشت. از کسی که راجع به ساختمان سازی چیزی نمی داند راجع به ساختمان بپرسید و او برای شما حتماً جوابی خواهد داشت. اگر یاد بگیریم که ندانستن عیب نیست راحت تر می توانیم اعتراف کنیم که جواب سؤال را نمی دانیم.

سال ها طول کشید که بفهمم آن استاد امریکایی بی سواد نبود. بلکه در فرهنگ وی اعتراف به نداستن برخلاف فرهنگ ما عیب نبود و برای همین به راحتی اعتراف کرد که نمی دانم. الان که جواب بعضی از سؤال هایی را که در گذشته از معلمین و استادها شنیده ام بازگو می کنم که عمق فاجعه را درک کنید؟

در کلاس درس سؤالی را از معلم می پرسید و جواب این است که این سؤال را در جلسه ی بعد یا فصل بعد خواهیم خواند. راجع به جزایر لانگرهانس می پرسم که جواب اقیانوس اطلس به جای لوزالمعده است. از خانم معلم انگلیسی در حضور همکارانش می پرسم که COMBAT یعنی چه؟ باید اعتراف کنم که نباید جلوی همکارانش وی را خیط می کردم. آن روزها سریالی به نام COMBAT یا نبرد از تلویزیون ارتش امریکا در ایران پخش می شد که من هم آن را تماشا می کردم بهرحال خانم معلم انگلیسی بلافاصله گفت در انگلیسی کلمه ی COMBAT نداریم ولی در فرانسه کلمه ی COMBA داریم به معنای … که الان یادم نیست ولی در دیکشنری فرانسه نتوانستیم معنی کمبا را پیدا کنیم!

بارها داوطلبانه به مسئولانی در رشته ی اتومبیل یا هواپیما مشاوره ی مجانی خود را ارائه داده ام ولی حتی یک بار هم کسی سئوالی نداشته. زیرا برای یک مدیرکل زشت است که در مورد رشته ای که مدیرکل آن شده بخواهد از کسی سئوالی بپرسد چون بنظر می آید که چیزی نمی داند. بیایید این ضرب المثل جدید را همه جا بگذاریم و به فرزندانمان آموزش بدهیم که:

ندانستن عیب نیست ولی نپرسیدن عیب است.