چگونه انوشه انصاری به پروژه ایکس پرایز کمک کرد؟ How Anousheh Ansari Helped the X Prize Project

آقای “دکتر پیتر دیاماندیس Peter Diamandis ” از عشاق فضا و از مبتکرین پروژه ساخت سفینه ای که بتواند ظرف دو هفته دو بار به فضا رفته ، مسئول جمع آوری پول برای تیم “برت روتن” طراح معروف هواپیمای امریکایی بود و به هر دری می زد که پول لازم را برای ساخت چنین سفینه ای بدست بیاورد. از اولین کمک کننده ها ” پال آلن ” شریک ” بیل گیتز ” بود. حالا آقای “دیاماندیس ” به ۱٫۳ میلیون دلار نقد احتیاج داشت و مانده بود که آنرا از کجا بیاورد.

این پول باید به بیمه ای داده می شد که در صورت موفقیت پروژه به آن ده میلیون دلار جایزه می داد و در صورت شکست این پول را برمی داشت. در بازی گلف اصطلاحی هست به نام Hole-in-one یا انداختن توپی که از ۳ تا ۵ ضربه احتیاج دارد تا به سوراخ گلف برسد گاهی مسابقاتی می گذارند که مثلاً اگر شما توپ گلف را توانستید از فاصله زیاد یک ضرب به داخل سوراخ بیاندازید یک شورلت کوروت جایزه می گیرید. و من شخصاً یک بار در این بازی ها شرکت داشته ام که مقاله ای درباره آن نیز نوشته بودم. برگزار کننده لازم نیست که یک شورلت کوروت بخرد و آماده بگذارد آمدیم و هیچکس برنده نشد چرا بیخود کوروت خریداری و پس داده شود. جواب آن در مؤسسات بیمه ای است که به شما برای اینکار بیمه می فروشند. آنها محاسبه می کنند که خب شانس اینکه یک نفر موفق به این کار بشود مثلاً یک در هزار است و اگر قیمت ماشین صد هزار دلار باشد و بیمه بابت هر نفر یکصد دلار بگیرد سربسر خواهد شد. و برای سود دادن کافی است که مثلاً ۱۲۰ دلار بگیرد. حالا برگزار کننده با پرداخت مثلاً ۱۲۰۰ دلار برای ده نفر از کارمندانش می تواند چنین جایزه ای بدهد. برگزارکنندگان ایکس پرایز هم با این نوع بیمه صحبت کردند که شانس چنین پرواز موفقیت آمیزی چقدر است و برای ده میلیون دلار یک بیمه ۱٫۳ میلیون دلاری تعیین کردند. حالا باید یک نفر این ۱٫۳ میلیون دلار پول بیمه را می داد.

اینجاست که نام خانواده ” انصاری ” به میان می آید. ” انوشه ” و شوهرش ” حمید ” و برادر شوهرش ” امیر ” که بتازگی شرکت خود به نام Telecom Technologies را به قیمت ۱٫۲ میلیارد دلار فروخته بودند . انوشه اهل مشهد بود که بعد از انقلاب به امریکا مهاجرت کرده بودند. انوشه و برادر شوهرش امیر عاشق فضا بودند در حالی که حمید آن قدر علاقه نداشت. خانواده انصاری در جلسه ای که با “پیتر دیاماندیس”  داشتند متعهد شدند که ۱٫۷۵ میلیون دلار به این پروژه کمک کنند که پروژه بتواند بیمه ده میلیون دلاری را بخرد (یعنی آنها در واقع ۱٫۷۵ میلیون دلار کمک کردند نه ۱۰ میلیون دلار) و قرار شد که این پول برای ۱٫۳ میلیون دلار پول بیمه و مقداری دیگر از مخارج خرج بشود.

در ضمن قرار شد که اگر خانواده انصاری توانست به پیتر برای جمع آوری ۴٫۵ میلیون دلار دیگر کمک بکند آنوقت ۱٫۷۵ میلیون دلار خود را پس بگیرد.

انوشه انصاری در آن سال یعنی ۲۰۰۲ در لیست چهل نفر زنان پول ساز زیر ۴۰ سال مقام سی و سه را داشت. او در مصاحبه ای به همین مناسبت گفته بود که عاشق ستارگان است ولی نه ستارگان سینما بلکه ستارگان آسمان. امیر و انوشه هر دو سریال Star Trek را در تلویزیون ایران دیده و عاشق آن بودند. ولی هیچکس از ایران به فضا نرفته و امیدی هم نبود و تا آن زمان فقط دو توریست فضائی توانسته بودند با صرف میلیون ها دلار به فضا بروند.

پیتر به انصاری ها گفت که اگر کسی جایزه X Prize را ببرد درها برای رفتن به فضا برای همه باز می شود.

حمید انصاری ، شوهر انوشه انصاری علاقه ای به فضا نداشت ولی یک آدم ریسک کن بود. ریسک برای انصاری ها خوب بود آنها همه با پول کم به امریکا آمده و هیچ یک انگلیسی صحبت نمی کردند. انوشه با خانواده اش چند سال بعد از حمید و امیر به آمریکا و دالاس آمده بود.

انوشه که یک مهندس برق و کامپیوتر از دانشگاه George Mason University شد در اواسط دهه هشتاد با شوهرش حمید در شرکت MCI هنگام کارآموزی آشنا شد. در آخر هر سه از شرکت MCI بیرون آمده و با ۵۰۰۰۰ دلار پس انداز خود شرکت Telecom Technologies را تأسیس کردند.

کتاب محبوب انوشه در بچگی ترجمه کتاب شازده کوچولو بود. وی هنگامی که بچه بود در بالکن خانه مادربزرگش می خوابید و ستارگان را نظاره می کرد و با آرزوی اینکه فرازمینی ها بیایند و او را به فضا ببرند خوابش می برد. سؤال انوشه از پیتر این بود که چگونه یک شرکت خصوصی می خواهد موشک بسازد؟ چرا فضا تجاری نشده؟ دشمن کیست؟ ناسا؟ این سؤالی بود که همیشه برای پیتر مطرح بود و جوابش را می دانست. دشمن دولت بود با مقررات دست و پا گیر. دشمن ناسا بود که فکر می کند که فقط دولت قادر به این کار است و دشمن جامعه بدون ریسک است که نمی خواهد برای این کار ریسک کند. و دشمن دیگر قوانین فیزیک است. و دشمن بازارهای سرمایه هستند که در این نوع کار سرمایه گذاری نمی کنند.

هنگامیکه پیتر برای خداحافظی به طرف در می رود به انوشه گفت که من قول می دهم هر کاری بکنم تا تو به فضا بروی.

پیتر خوشحال بود که حالا منابع جایزه ده میلیون دلاری با پرداخت پولی بسیار کمتر تأمین شده است.

لازم به ذکر است که اریک لیندبرگ نوه چارلز لیندبرگ هم یک میلیون دلار برای این پروژه جمع آوری کرد که از طریق یک پرواز سولو بر روی اقیانوس اطلس بود. پروازی که برای پدربزرگش ۳۳ ساعت و خرده ای وقت گرفته بود برای وی ۱۷ ساعت و خرده ای وقت گرفت.

اریک لیندبرگ با تکرار پرواز پدر بزرگش از روی اقیانوس آرام در نصف زمان یک میلیون دلار برای پروژه جمع آوری کرد.

عکسی که پس از فرود دوم اسپیس شیپ گرفته شده و یکی از اعضای تیم با تابلوی دولت صفر دارد نشان میدهد که دولت امریکا هیچ نقشی را در این پرواز بازی نکرده.

جایزه XPRIZE بالاخره برده شد.

از چپ براست: انوشه انصاری، امیر انصاری (برادر شوهر)، پیتر دیاماندیس مدیر مالی پروژه، پال الن شریک بیل گیتز و اسپانسر پروژه، برت روتن طراح پروژه، براین بینی خلبان پروژه، ریچارد برانسون میلیاردر معروف و اسپانسر دیگر.