وسیله نقلیه شصت و چهارم The 64th Vehicle

ماه شهریور رسید و متأسفانه یک سال دیگر به سال های سن من اضافه شد و به سن شصت و چهار رسیدم ولی وسائل نقلیه هنوز در عدد شصت و سه مانده بود که شامل ۴۶ ماشین و ۱۵ موتورسیکلت و ۲ هواپیما بود. برای وسیله نقلیه شصت و چهارم پیشنهادات زیادی بود از جگوار مدل F تا … ولی چون آخرین موتورسیکلت را یکسال و نیم قبل فروخته بودم احساس کمبود موتورسیکلت از بقیه احساسات قوی تر شده بود و باید موتورسیکلت می خریدم. در شب ۱۸ سپتامبر تصمیم به خرید یک موتورسیکلت ب ام و  دیگر گرفتم ولی مدل آن را به لیست CRAIG’S LIST سپردم و قیمت را نیز زیر ده هزار دلار تعیین کردم. سه موتورسیکلت واجد شرایط پیدا کردم. اولی یک ب او و RS75/6 1976 به قیمت ۴۰۰۰ دلار که فکر کردم قیمت خوبی بود.

(۱۹۷۶) BMW RS75/6 $4000

البته ترمز ABS نداشت و بهرحال موتور قدیمی بود ولی قیافه کلاسیک آن زیبا بود. ترمز عقب هم کاسه ای بود. حجم موتور ۷۵۰ سی سی بود و موتور کاملاً بازسازی شده بود و همه چیز آن سالم بود. اشکال این بود که موتور در شهر دیگری به فاصله ۴ ساعت بود.

(۱۹۹۶) BMW R1100GS  $۴۲۵۰

موتور دوم یک ب ام و R1100GS مدل ۱۹۹۶ بود که در سال ۱۹۹۹ یک دستگاه آن را داشتم و اولین موتور ب ام و من بود. قیمت این موتور ۴۲۵۰ دلار بود و فقط سه اشکال داشت قدش بلند بود یعنی ارتفاع زین ۳۳ اینچ بود ولی ارتفاع شلوار من ۳۰ اینچ. اشکال دوم وزن بالای ۲۵۰ کیلوگرم که به تنهایی می تواند مشکلی نباشد ولی با موتور قد بلند کنترل را در سرعت صفر مشکل می سازد. اشکال سوم این بودکه ترمز ABS نداشت. محل موتورسیکلت نزدیک بود ولی صاحبش گفت شب بعد می تواند از سانفرانسیسکو بیاید و موتور را نشان بدهد.

موتور سوم R1200GS مدل ۲۰۰۷ بود بقیمت ۷۰۰۰ دلار. این موتور مشابه موتور ب ام و دوم من بودکه باز هم ارتفاع و وزن جزو مشکلات آن بود ولی مشکل ترمز ABS را نداشت. این موتور هم تا عصر روز بعد در دسترس نبود. صبح روز ۱۹ سپتامبر با صاحب موتور اول تماس گرفتم. به او گفتم که اگر موتور را با وانت بیاورد چه بخرم چه نخرم به او یکصد دلار خواهم داد. زیاد مورد توجه اش واقع نشد به او گفتم اگر او دو ساعت بیاید من هم دو ساعت می روم و در شهری در میان راه همدیگر را ملاقات کنیم قبول کرد.

(۲۰۰۷) BMW R1200GS $7000

پس از انجام قرارها با دوستم هرمز تماس گرفتم و او که خود یک هارلی سوار بود بلافاصله تریلی را به وانت GMC بست و عازم شدیم. هنوز ۵ دقیقه نگذشته بود که طرف زنگ زد و گفت که چون همسرش تازه عمل کرده نمی تواند او را تنها بگذارد و معذرت خواهی کرد. پس نقشه خرید موتورسیکلت ۶۴ تا حدی به هم خورد و باید تا عصر صبر می کردم که دو موتور دیگر را ببینم. به هرمز گفتم حالا که این نشد برویم برای من یک کاسکت ماجولار (قسمت صورت بالا می رود) که دارای عینک تیره سرخود باشد بخریم. قبول کرد و به مغازه CYCLE GEAR (وسائل سیکلت)‌ رفتیم. پس از آزمایش چند مدل بالاخره کاسکت زرد SHOEI با مالیات به قیمت ۷۵۰ دلار تمام شد. از مغازه که خارج شدیم هرمز گفت بیا بروم نمایندگی هارلی مدل های ۲۰۱۸ را ببینیم. گفتم بیشتر از ۵ هارلی لازم داری؟ با خنده گفت شاید. وارد نمایندگی هارلی دیویدسون شدیم. جائی که او در یک سال بیش از یکصد هزار دلار موتور هارلی خریده است و همه برای سرویس دادن به او دست به سینه حاضر هستند.

به محض پیاده شدن از ماشین یک موتور دست دوم BMW R1200C که کروزر ب ام و است نظر مرا جلب کرد. از اولین فروشنده پرسیدم چند؟ گفت ۳۰۰۰ دلار. کاملاً می ارزید به هرمز گفتم همین را می خرم. از فروشنده دوم قیمت را پرسیدیم. گفت ۲۰۰۰ دلار هرمز که یک ایرانی آسوری-ارمنی و پاک ترین آدمی است که من در زندگی شناخته ام رفت پهلوی رئیس کل و گفت این موتور را باید به دوست من تخفیف بدهی. طرف به احترام هرمز قبول کرد که موتور را ۱۵۰۰ دلار بفروشد یعنی دو برابر قیمت کاسکت. از تعجب شاخ درآورده بودم. موتور ب ام و کروزر زیبا فقط به ۱۵۰۰ دلار. بلافاصله تقاضای آزمایش موتور را کردم. پس از دادن کپی گواهینامه رانندگی موتورسیکلت و پر کردن یک فرم سوئیچ را به من دادند ولی از فروشگاه یک نفر را همراه فرستادند. یا این بپا بود که من موتور را نبرم یا به موتور خیلی اطمینان نداشتند و می خواستند در صورت نیاز کسی همراه باشد. هر دو جنبه خیلی جالب نبود. از طرف خواستم که او جلو برود و من به دنبال او. با هم راه افتادیم. قدرت موتور عالی و هندلینگ هم خیلی خوب بود فقط یک سری صدای اضافه گاهی می آمد که پس از پایان سواری فکر کردم که مربوط بود به چراغ راهنمای شکسته آویزان، یا گارد موتور با شکستگی که احتیاج به جوش داشت و یک گلگیر عقب که پارگی ده سانتی داشت می باشد.

ولی از همه بدتر چراغ ترمز ABS بود که مرتب چشمک می زد. من سه تجربه قبلی با این موتورها داشتم. اولی در حدود سال ۲۰۰۰ که دوستم یکی از این موتورها داشت و مقاله آنرا نیز نوشتم و آزمایش هم کردم. دومی یک مدل کوچک که همسرم چندین سال پیش برایم در ایران خریده بود و هنوز در خانه میگون بود و سومین تجربه سال ۲۰۱۴ بود که همسرم تصدیق موتور گرفته بود و می خواستم برایش موتوری بخرم و یکی از این مدل پیدا کردیم ولی او گفت که برایش سنگین است (بیش از ۲۵۰ کیلوگرم) و از سوئی چراغ ABS خاموش نمی شد که جویا شدیم گفتند که یک مشکل ۲۵۰۰ دلاری است. آن موتور ۵۰۰۰ دلار قیمت داشت ما هم نخریدیم. حالا این تجربه چهارم بود.

بهرحال دیدم که اگر این موتور را ۱۵۰۰ دلار بخرم حتی اگر ۳۰۰۰ دلار خرجش کنم باز هم قابل قبول است. برای همین تردید نکرده و کردیت کارت را به فروشنده دادم.

پس از یکساعت که عملیات کاغذبازی پایان یافت و بیمه موتور نیز ابتیاع شد من سوار موتور و هرمز با G عازم نمایندگی ب ام و شدیم. در وسط راه متوجه شدم که چراغ ABS دیگر روشن نیست و ظاهراً بار اول یا موتور خوابیده بوده و یا اینکه باتری ضعیف شده بود که چراغ خاموش نمی شد. خوشحالی عجیبی بهم دست داد. بقیه اشکالات را می شد با کمتر از هزار دلار درست کرد. خلاصه به نمایندگی ب ام و که رسیدیم خوشحالی من دوچندان شد زیرا این موتور از روز اول تا ماه ژوئن نزد آنها سرویس می شده و نزد غیر نماینده نرفته بوده که این باز به ارزش یک ماشین یا موتور اضافه می کند. خلاصه موتور را برای تعویض روغن ترمز که عوض نشده بود آنجا گذاشتم.

روز بعد موتور را گرفته و سراغ دوستم Stig رفتم که گارد موتور شکسته و گلگیر پاره شده را داد کارمندانش جوش دادند و پولی هم بابتش نگرفت.

حالا دیگر انتظار داشتم که صداهای اضافی موتورسیکلت برطرف شده باشد ولی صدا هنوز هم بود. پس از معاینه معلوم شد که دیسک عقب مثل شیشه نازک شده و لق می خورد. موتور را برای بار دوم گذاشتم در نمایندگی ب ام و و گفتند تعویض دیسک ممکنست هفتصد و پنجاه دلاری آب بخورد. تا بحال موتور ۲۵۰۰ دلار تمام شده بود که هنوز قیمت فوق العاده ای بود.

هیچوقت خرید یک موتور انقدر مرا خوشحال نکرده بود. وقتی برای یک موتور ۱۵۰۰۰ دلاری ۱۵۰۰۰ دلار می دهید تا حدی خوشحال می شوید ولی وقتی یک موتور ۵۰۰۰ دلاری را به یک سوم یا یک دوم قیمت می خرید خوشحالی هم دارد.

ویدیوی این موتور را در اینستاگرام @farhadkashani ببینید.

 

(۱۹۹۸) BMW R1200C $1500