خلبانان مریض The Sick Pilots

مفقود شدن اخیر یک هواپیمای ۷۷۷ شرکت هواپیمایی مالزی و شرایط محیطی آن مرا به یاد حوادث گذشته هواپیمایی انداخت که خلبانانی مریض احوال به قصد خودکشی و یا انتقام یا تست ناشناخته ها جان مسافران را به خطر انداخته یا گرفته اند.  نگاهی می اندازیم به پنج مورد در تاریخ هواپیمایی که سقوط هواپیما به علت مریض احوال بودن خلبانان بوده البته منظور مریض روانی است.  مریضی های جسمی نیز باعث چند حادثه شده جائیکه خلبان به علت حمله قلبی سکته کرده است.

اولین مورد متعلق به شرکت هواپیمایی ژاپن در ۹ فوریه ۱۹۸۲ می باشد که کاپیتان ژاپنی ۳۵ ساله پرواز شماره ۳۵۰ تصمیم گرفت که در آخرین لحظات قبل از نشستن با هواپیمای چهار موتوره DC-8 دو موتور را روی هوا معکوس کرده و نتیجه آن را ببیند. کشتی گرفتن کمک خلبان و مهندس پرواز با وی نیز فایده ای نکرد و هواپیما در ۵۰۰ متری باند در آب های کم عمق افتاد و از ۱۷۶ مسافر و خدمه ۲۴ نفر کشته شدند.  بعدها معلوم شد که کاپیتان روانی می خواسته یک تست انجام بدهد و ببیند که معکوس کردن دو موتور از چهار موتور چند صد متر قبل از نشستن چه اثری دارد؟!

مورد دوم در ۱۹ دسامبر ۱۹۹۷ هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ سیلک ار متعلق به سنگاپور از جاکارتا مشغول مراجعت به سنگاپور بود که کاپیتان ۴۱ ساله که با شرکت هواپیمایی مشکل پیدا کرده بود از داخل کابین ابتدا جعبه سیاه را از کار انداخت و سپس با یک شیرجه نزدیک به ۹۰ درجه هواپیما را در آسمان منهدم و آن را به آب انداخت. تمامی ۱۰۴ مسافر و خدمه کشته شدند و حتی یک تکه قابل شناسایی بجز برای ۶ نفر پیدا نشد.

مورد سوم:‌ روز ۳۱ اکتبر ۱۹۹۹ هواپیمای ۷۶۷ EGYPT AIR مصر پرواز MS990 با دو سری خلبان از نیویورک عازم قاهره شد. گروه اصلی کار بلند شدن و نشستن و سه چهار ساعت اول و یکی دو ساعت آخر پرواز را به عهده داشتند و گروه دوم پرواز کروز را باید انجام می دادند.

در همان ساعات اولیه پرواز کمک خلبان کروز ۵۹ ساله هواپیما به کابین رفت و از کمک خلبان جوان خواست که جایش را با او عوض کند و بالاخره توانست او را قانع کند. سپس صبر کرد و هنگامیکه کاپیتان به توالت رفت وی هواپیما را به حالت شیرجه درآورد و بانک الله اکبر سر داد کاپیتان توانست بزور خود را به صندلی اش برساند و فرمان را به عقب کشید ولی کمک خلبان داشت فرمان را به جلو می داد ولی خلبان متوجه نمی شد که وی مشغول فشار دادن فرمان به جلو برای شیرجه است و مرتب به او می گفت که فرمان را بیشتر بکش. بعدها معلوم شد که وی بعلت مشکلات با شرکت هواپیمایی که از وی درجه کاپیتانی را گرفته بود و مشکلاتی در توقف آخر در هتلی در نیویورک که وی بدنبال چند مسافر مؤنث هتل افتاده بود و در این مورد به کاپیتان اخطار داده شده بود که وی را دیگر به آن هتل نیاورد باعث شد که وی به فکر خودکشی بیفتد. وی با سن ۵۹ دیگر موقعیتی برای کاپیتان شدن مجدد قبل از سن ۶۰ سالگی و بازنشستگی نداشت.

بهرحال این سه مورد در گذشته انسان را به فکر می اندازد که نکند پرواز هواپیمای مالزی نیز به این درد دچار شده است. این هواپیما در ۸ مارس ۲۰۱۴ از کوالالامپور به قصد پرواز به پکن به پرواز درآمد ولی بجای رفتن به شمال به سمت جنوب رفت. این واقعیت که هواپیما بعد از قطع ارتباط ۷ ساعت یعنی به اندازه بنزینش پرواز کرده فرضیه سقوط بر اثر خرابی را از بین می برد و فقط دو حالت باقی می ماند.

عملیات تروریستی و یا خودکشی. بنظر من فرضیه خودکشی خیلی قوی تر است زیرا عملیات تروریستی با هدف جلب توجه جهانیانست و خواسته تروریستها. هیچکس در این مورد نه ادعائی کرده و نه درخواستی. مگر اینکه این یک عملیات تروریستی ناکام بوده که بنزین کم هواپیما که باندازه ۷ ساعت بوده عملیات را ناکام کرده است. فکر کنید که مثلاً قرار بوده این هواپیما در افغانستان بنشیند و بعد تروریست ها تقاضاهای خود را مطرح کنند که بعلت کمبود سوخت در دریا ممکنست سقوط کرده باشد.

فرضیه دیگر خودکشی است. چرا خودکشی در یک محل بسیار دور؟ فرض کنید که خلبان با کمک خلبان نمی خواهند خانواده خود را خجالت بدهند و از حقوق بازنشستگی محروم کنند. با یک پرواز ماهرانه و بی سروصدا شما هواپیما را ۷ ساعت آنطرف تر می اندازید که کسی نتواند آنرا پیدا کند و نام نیک شما نیز از بین نخواهد رفت.  اشتباه شما فقط اینست که ماهواره ها می توانند تا حدی شما را دنبال کنند و موتورهای هواپیما نیز هر یک ساعت وضعیت خود را به شرکت سازنده گزارش می دهند و اگر شما تمام وسایل ارتباطی را قطع کنید اینها هنوز دارند کار خود را انجام می دهند.

بهرحال آنچه که مسلم است شخصی فرماندهی این عملیات را بعهده داشته که هواپیما و هواپیمای ۷۷۷ را بخوبی می شناخته. بهمین دلیل خود خلبان و کمک خلبان اولین مظنونین هستند.

از قطعه flapronپیدا شده که متعلق به این هواپیما بوده که پیداست که هواپیما بطور کنترل شده روی آب فرود آمده و خلبان فلپ را باز کرده و به همین علت فلپ در برخورد با آب کنده شده. البته با سوء قصد به کنسول مالزی در ماداگاسکار در ۲۴ آگوست ۲۰۱۷ که بر روی این پروژه کار می کرد می شود یک جنبه سوم یعنی کار جنائی را نیز به احتمالات اضافه کرد. فرض کنید که این هواپیما یک محموله الماس داشته باشد. هواپیما را به جایی برده و الماس ها را پیاده و هواپیما را غرق کنند.

بهرحال این بزرگترین سرّ دنیای هواپیمایی است و اینکه قطعات کمی از آن پیدا شده بیشتر احتمال دسیسه را زیاد می کند.

در ۲۴ مارس ۲۰۱۵ هواپیمای GERMAN WING که از بارسلون عازم دوسلدورف بود نیز گیر یک کمک خلبان مریض افتاد که به محض رفتن کاپیتان به توالت در را پشت وی قفل و با یک فرود حساب شده در منطقه کوهستانی هواپیما را به کوه زد. اطلاعات جعبه سیاه ظرف یک هفته فرضیه خودکشی را که من از همان دیدن اولین خبر آن را با دوستان خلبانم مطرح کردم و مورد تمسخر واقع شد را ثابت کرد. کمک خلبان مریض روانی بوده و دکتر روانشناس می دیده.

از پنج حادثه بالا فقط مورد هواپیمای مالزی هنوز مشخص نیست. از دید من هواپیما با کنترل کامل خلبان در آب فرود آمده ولی انگیزه وی چه بوده را نمی دانم ولی کشته شدن کنسول مالزی در ماداگاسکار که می خواسته قطعات جدید پیدا شده را به مالزی بازگرداند بعد جدید دیگری را در این تحقیقات باز می کند.