پرواز ام اچ ۳۷۰ شرکت هواپیمایی مالزی Flight 370 of Malaysia Airlines

روز ٨ مارس ٢٠١٣ هواپیمای بوئینگ ٧٧٧ ای آر شرکت هواپیمائی مالزی فرودگاه کوالالامپور را به مقصد فرودگاه پکن ترک کرد. ابتدا هواپیما مسیر عادی خود را طی کرد ولی بعد از خداحافظی از فرودگاه کوالالامپور دیگر کسی نه چیزی از آنها شنید و نه دید.  جستجوی ١۶ ماهه نیز به هیچ جا نرسیده بود تا اینکه اخیراً قطعه ای از فلپ هواپیما در ساحل جزیره ریونیان از مستعمرات فرانسه نزدیک ماداگاسکار پیدا شد. پیدا شدن این قطعه چند تئوری از تئوریهای زیاد را باطل میکند.  هواپیما توسط مریخیها و موجودات فضائی دزدیده نشده.  هواپیما در قزاقستان سقوط نکرده و در جزیره دیگو گارسیا نیز نیست! چه تئوریای دیگری باقیمانده؟ اشکال مکانیکی؟ چرا کسی خبر نداد؟ اشکال الکترونیک. چطور بر نگشتند و نه به چین رفتند و نه به ویتنام و به مالزی بلکه با یک سری حرکات حساب شده و نه الابختکی  به طرف جنوب اقیانوس هند رفتند؟ اینجا به تئوری من که دارم متخصص خودکشیهای هوائی میشوم میرسیم.

هر چه باشد خودکشی خلبان هواپیمای مصری و هواپیمای آلمانی را فقط با دیدن نمودار فرود دقایق آخر پرواز بدرستی حدس زدم و در مقاله خلبانان مریض در تاریخ ١۵  مارس ٢٠١٣ سقوط هواپیمای مالزی را نیز خودکشی دانستم. بنظر من یکی از خلبانها در را بروی خلبان دیگر بسته و قفل کرده و هواپیما را طوری برنامه ریزی کرده که در رادار هیچ کشوری دیده نشود و برود در جایی در وسط اقیانوس فرود بیاید که یک معمای بزرگ هم بشود.  حتی میتوانسته سعی کرده باشد که هواپیما را نیز سالم بنشاند که رکورد کاپیتان سالنبرگر که ارباس ٣٢٠ را روی رودخانه هادسن نشاند بشکند. و در ضمن کاری کند که قطعات هواپیما شناور نشوند و هوپیما یک تکه پایین برود. پیدا شدن قطعه ای از فلپ بنظر من با این تئوری متناقض نیست و حتی تایید میکند که خلبان فلپ را برای نشستن آرام باز کرده بوده و بهمین علت در برخورد با آب از بال جدا شده. در تئوری خودکشی هم خلبان میتوانسته همه مسافران را با خالی کردن هوای فشرده در چند نوبت بیهوش کرده  باشد و خودش با استفاده از ماسک اکسیژن خودش و ماسک اضافه دیگر بهوش مانده باشد که بتواند فرود آخر را نیز پس از ٧ ساعت انجام بدهد. در حالت دوم میتوانسته هواپیما را پروگرام کند که به نقطه ای دور در اقیانوس هند برود و هر وقت بنزینش تمام شد سقوط کند و بعد فشار هوای داخل هواپیما را کم کرده که همه از بی اکسیژنی بیهوش بشوند شامل خودش و دچار یخزدگی هم بشوند مانند هواپیمای یونانی که سهواً دچار این پدیده شد .  ولی بنظر من فرود هم کنترل شده بوده و بهمین علت اینهمه جستجو برای پیدا کردن هزاران قطعه که میتوانست غوطه ور باشد بی نتیجه بود زیرا همه با هواپیما به زیر آب رفتند. البته ناگفته نماند که با در محکم کابین هواپیما خلبان میتوانسته هیچکاری نکند و بگذارد همه مسافران هر چه میخواهند اعتراض کنند و فوقش هر وقت ناراحت میشد با یک حرکت ناگهانی هواپیما همه را قانع میکرد که به صندلی خود برگردند. سئوال من از همه متخصصین اینستکه اگر این یک خود کشی نیست چگونه هواپیما ناگهان مسیرش عوض شده.  تمام سیستمهای ارتباطیش شامل ترنسپاندر که باعث دیده شدنش در رادار میشود خاموش شده و با هیچ برجی تماس نگرفته ولی ٧ ساعت پرواز کرده آنهم نه در مسیر مستقیم و نه در مسیر فرودگاه پکن و نه در مسیر هیچ فرودگاه دیگری . البته هواپیما دزدی را هم نباید از نظر دور داشت  ولی هواپیما دزدان دوست دارند کار خود را تبلیغ کنند و از آن بهره ای ببرند ولی در این مورد کسی ادعایی نکرده. تحقیقات هم نشان داد که هیچ آدم مشکوکی در این هواپیما نبوده.  تنها سوال اینستکه چه انگیزه ای برای خودکشی بوده و چرا بعد از ٧ ساعت پرواز؟ جواب را احتمالاً دولت مالزی دارد ولی مثل دولت آلمان جرات انتشارش را ندارد. فراموش نکنیم که خلبانی که خودکشی کند خانواده اش از دریافت حقوق بهره مند نخواهند شد مگر اینکه هواپیما هیچگاه پیدا نشود و دلیل به اثبات نرسد. از سوئی در اسلام خودکشی حرام است.

شاید هم خلبان انگیزه کافی برای به دردسر انداختن دولت مالزی داشته و اگر انگیزه این بوده که خیلی خوب آبروی دولت مالزی را برد.  در یک جایی خواندم که خلبان طرفدار انور ابراهیم  رقیب انتخاباتی مهاتیر محمد بوده  که روز ٧ مارس در دادگاهی که وی به ۵ سال زندان محکوم شد شرکت داشته. اگر وی یک مسلسل داشت شاید آنروز تمام قضات را میکشت اگر ٧٧٧ داشت چی؟  در جای دیگری هم خواندم که تلفن کمک خلبان با یکی از آنتن های تلفن مالزی در ارتباط بوده! آیا از پشت در کابین میخواسته مسئولین را در جریان بگذارد که خلبان وی را راه نمیدهد؟  بهر حال با پیدا شدن فلپران  یک قدم به حل این معما نزدیکتر شده ایم.