ارگونومی موتورسیکلت Motorcycle Ergonomy

چندی قبل یکی از دوستان از من خواستند که مقاله ای راجع به ارگونومی موتورسیکلت بنویسم. مهمترین مسئله در ارگونومی موتورسیکلت طریقه نشستن یا ایستادن شما روی موتورسیکلت است که بقیه ارگونومی موتورسیکلت را تعریف می کند. من با نقاشی بسیار بدم که تنها درسی است که در زندگی در آن تقلب کرده ام چون نقاشی ام ضعیف است سعی کردم که ۵ حالت عمده ای را که شما روی موتورسیکلت های مختلف می نشینید یا می ایستید را بکشم.

حالت شماره یک:

آن چیزی است که هر روز صدها هزار آن در تهران مشاهده می شود. موتورسیکلتی استاندارد که بدن شما عمود بر زین است و پاهای شما تقریباً عمود بر زمین و دستهایتان با یک زاویه شاید ۴۵ درجه فرمان را کنترل می کنند. این حالت نشستن نه تنها در ارزان ترین موتورسیکلت ها مشاهده می شود بلکه در موتورهای بقول خودمان تریل کراس، موتورهای دو منظوره و حتی موتورهای اسکوتر مشاهده می شود اگرچه نحوه سوار شدن هریک متفاوت است. در یک موتور استاندارد هندا ۱۲۵ که در تهران هر روز مشاهده می کنیم در سر چهارراه هر دو پای موتورسوار کاملاً روی زمین قرار می گیرد حتی اگر قد موتورسوار ۱۵۰ سانتی متر باشد. در حالیکه در موتورهای کراس یا دو منظوره اگر قد شما کمتر از ۱۸۰ باشد دو پای شما کامل روی زمین قرار نمی گیرد و در موتورهای اسکوتر نحوه قرار گرفتن پاهای شما کاملاً متفاوت از سایر موتورهاست و هر دو پای شما داخل فضای موتورسیکلت است و هیچ چیز آنها را جدا نمی کند.

در این نوع موتورسواری شما کمترین خستگی را احساس می کنید زیرا وزنی بر روی دستان شما نیست و حالت نشستن شما روی موتورسیکلت تقریباً حالت نشستن عادی شما روی یک صندلی را دارد. من شخصاً فقط از موتورهایی استفاده می کنم که این حالت نشستن را داشته باشند و حالت های دیگر را طبیعی نمی دانم. دید درجهات موتورسیکلت با یک حرکت چشم یا سر می تواند انجام بشود. یکی از بزرگترین محاسن این نوع موتورسیکلت این است که شما در بزرگترین حالت ممکن دیده می شوید مانند گربه ای که سعی می کند خود را برای دشمن بزرگتر از واقعیت نشان بدهد. در دنیای موتورسیکلت نیز شما می خواهید در مقابل دشمنانتان یا ماشین ها هرچه بزرگتر بنظر بیایید. بهترین دید ممکن در یک موتور دو منظوره بزرگ مانند GS1200 است که هم ارتفاع  هم عرض مجموع شما و موتورسیکلت در حداکثر است و شما ماشین های جلو را نیز می توانید از روی سقف آنها ببینید و چندین ماشین جلوتر از خودتان را نیز ببینید که این باز به ایمنی موتورسواری شما کمک می کند.

بدترین قسمت ارگونومی در این نوع موتورسیکلت و در مدل قدبلند آن مانند موتورهای کراس یا دومنظوره هنگامی است که شما سرچهارراه و پشت چراغ قرمز هستید که اگر قدتان ۱۸۰ نباشد باید مانند بالرین ها با نوک پا این موتور سیکلت را سرپا نگاه دارید که برای موتورهای سنگین دو منظوره این مسئله گاه مشکل می شود. بطور خلاصه:

نکات مثبت:

۱- خنثی ترین حالت نشستن روی موتورسیکلت

۲- فرمان کاملاً در دسترس دستها در حالت طبیعی و نه کشیده

۳- کمترین احساس خستگی

نکات منفی:

۱- مشکل کنترل در حالت ایستاده در موتورهای دو منظوره

 

حالت شماره دو: موتورهای اسپرت یا مسابقه ای

در حال حاضر این نوع موتورسیکلت محبوبترین موتورهای جوانان هستند ولی از نظر ارگونومی بدترین می باشند.

در این نوع نشستن شما همیشه بدنتان به جلو خم شده و مقداری از وزن شما را بازوهای شما باید کنترل بکنند.

پاهای شما زاویه ای ناراحت دارند. گردن شما حالت طبیعی ندارد و مانند این است که بخواهید همیشه سرتان را بطرف آسمان گرفته باشید.

در این نوع موتورسیکلت مجموعه شما و موتورسیکلت کوچکترین حالت ممکن را دارید و خوب دیده نمی شوید و ویدیوهای متعدد تصادفات در یوتیوب شاهد این مسئله است. نه تنها بقیه شما را خوب نمی بینند بلکه شما نیز بقیه را خوب نمی بینید زیرا در حالیکه در یک موتور دو منظوره چه بخواهید چه نه قد شما ۱۸۰ می شود و مانند یک آدم قد بلند دید خوبی دارید. در این نوع موتورسیکلت شما یک آدم ۱۵۰ سانتی متری هستید با شعاع دید کمتر.

نکات مثبت:

۱-   ایرودینامیک تر با نتیجه سرعت بیشتر و مصرف کمتر

۲-   دید بهتر درجات سرعت و غیرو

۳-   هر دو پا بر روی زمین

نکات منفی:

۱-   دید کم و بدتر دیده شدن

۲-   گردن درد

۳-   دست درد

۴-   پا درد

این مدلی است که من نداشتن آن را به داشتنش ترجیح می دهم. بنظر من این نوع موتورسیکلت فقط باید در پیست استفاده می شد.

 

حالت شماره سه: موتورهای کروزر

موتورهای هارلی دیویدسون یا سفارشی بهترین نمونه این نوع موتورسیکلت هستند. در این نوع سواری سر شما عقب ترین قسمت بدن شما خواهد بود و پاهای شما جلوترین قسمت بدنتان. دستهای شما مقداری کشیده شده اند و مقداری از وزن شما را تحمل می کنند. شما حالت نیمه خوابیده دارید که حالتی بسیار ناراحت است و در یک سفر طولانی خسته کننده است.

این موتورها برای مانور جالب نیستند و ارتفاع کم آنها از زمین باعث می شود که دور زدن با زاویه زیاد باعث برخورد قطعات زیرین موتورسیکلت با زمین بشود.

نکات مثبت:

۱-   سوار و پیاده شدن آسان

۲-   پاها بر روی زمین

نکات منفی:

۱-   دید کم و کوچکتر دیده شدن

۲-   قابلیت مانور کم بخاطر طراحی

۳-   خستگی در راه های طولانی

 

حالت شماره چهار: موتورهای تور

در این نوع موتور شباهت زیادی به موتورهای استاندارد می باشد ولی فرمان موتور بطرف شما نمی آید و در نتیجه شما باید مقداری دولا شوید که فرمان را بگیرید. هدف این بوده که شما با اندکی دولا شدن موتور را ایرودینامیک بکنید که با نصب شیشه جلو باد از روی کاسکت شما رد بشود و سواری شما را لذتبخش تر بکند. وقتی که با یک موتور دو منظوره در جاده می خواهید تند بروید حتی با وجود شیشه جلو (مگر شیشه خیلی بلند) کاسکت شما در معرض باد دائمی قرار دارد. شاید در موتور تور یا Tourer این مشکل حل شده باشد ولی من شخصاً از گذاشتن هرگونه وزن بر روی دستها ابا دارم و در این نوع موتورسیکلت مقداری از وزن بر روی دستان شما هستند.

نکات مثبت:

۱-   حالت نشستن راحت است

۲-   پای شما راحت به زمین می رسد

نکات منفی:

۱-   مقداری از وزن شما بر روی دستان شما خواهد بود.

 

حالت شماره پنج: موتورهای ایستاده یا ترایل

موتورهای ایستاده یا ترایل که گاه در ایران آنرا به غلط تریال می خوانیم (Trial ترایل) زین قابل استفاده ای ندارند و هدف اینستکه شما همیشه ایستاده باشید تا بتوانید از موانع مختلف رد بشوید. از نظر ارگونومی فقط بدرد سواری در جنگل ها ، صخره ها و رد شدن از روی موانع می خورد ولی حمل آنها به محل استفاده می تواند بسیار خسته کننده باشد زیرا یا باید تمام وقت روی موتور بایستید یا در حالت بسیار ناراحت روی زینی کوچک بنشینید.