هارلی دیویدسون Harley – Davidson

در سال ۱۹۰۳ میلادی سه اتفاق جالب افتاد. برادران رایت با هواپیما اولین پرواز را انجام دادند. هنری فورد کارخانه فورد را بنا کرد و کارخانه موتورسیکلت سازی هارلی دیویدسون شروع به کار کرد.

برای نوشتن این مقاله باید تعریف یک لغت را در اینجا بیاورم.

CULT: آئین دینی،‌ مکتب تفکر، هوس و جنون برای تقلید از رسم یا طرز فکری.

یک مطلب دیگر نیز قبل از نوشتن مقاله باید تعریف بشود. چرا هارلی دیویدسون صدای مخصوص به ثبت رسیده خود را دارد؟

یک موتور دو سیلندر V شکل با زاویه ۴۵ درجه درست کنید. هر دو پیستون را از طریق شاتون به یک PIN وصل کنید یعنی هر دو پیستون از طریق شاتون به یک نقطه وصل هستند ولی چون با هم موازی نیستند وقتی اولین سیلندر انفجار دارد انفجار بعدی ۳۱۵ درجه بعد اتفاق می افتد نه ۳۶۰ درجه بعد و در عوض انفجار بعدی ۴۰۵ درجه بعد اتفاق می افتد اگر این اتفاق هر ۳۶۰ درجه می افتد یک صدای عادی و متوازن داشتید ولی اینطوری که سیلندرها چیدمان شده اند با انفجار غیرمساوی بنظر می رسد که دو انفجار پشت سرهم دارید و بعد یک فاصله. این همان چیزی است که صدای POTATO را در موتور هارلی بوجود می آورد و تقلید از آن ممنوع است. چیزی شبیه این صدا را در موتورهای ۶ سیلندری که با کوتاه شدن بلوک سیلندر از ۸ به ۶ درست شده دیده می شود.

آقای هارلی و سه برادر دیویدسون کارخانه خود را در ۱۹۰۳ بنا کردند و کوشش اولشان با شکست روبرو شد ولی از آن پس بهتر شدند. چالش ها و فراز و نشیب های زیادی داشتند.

شما در کسب و کار دو نوع مشتری می توانید داشته باشید. مشتری ای که فقط محصول عالی و قیمت خوب می خواهد و یا مشتری ای که به شما و یا جنس شما اعتقاد دارد و آنرا با هیچ جنس بهتر و ارزانتری تعویض نمی کند و بیشتر یک پیرو است تا مشتری. هارلی در طی زمان توانست وضعیت یک گروه دینی را پیدا کند. گروهی که طرفدارانش در هر صورت طرفدارانش هستند.

در حالیکه باراک اوباما یک رئیس جمهور خوب بود که فقط بر اثر کارهای خوبش می توانست در کار باقی بماند دونالد ترامپ یک رئیس جمهور کالتی است. یعنی ۳۷ درصد سفیدها که به وی رأی داده اند هرچه هم او خراب کند از او برنخواهند گشت و طرفدارانش باقی خواهند ماند. اکنون موتورهای هارلی دیدیوسون هم به این وضعیت رسیده اند. اگرچه موتور موتورسیکلت هارلی نماینده یک طراحی بد و دارای لرزش است ولی مردم حاضر نیستند موتورهای مشابه را از رقبا به نصف قیمت بخرند. موتورهایی که لرزش ندارند ولی صدای هارلی را نیز ندارند. نزدیکترین چیزی که شبیه موتور هارلی می تواند باشد کالت طرفداران موتور ب ام و و موتور باکسر آن هستند. موتور باکسر ب ام و هم چالش های خود را دارد و حداقل آن اینستکه که دنده عوض کردن دنده در موتورهای باکسر ب ام و همیشه مشکل است.

بهرحال موتورهای هارلی دیویدسون که در شهر میلواکی ایالت ویسکانسین ساخته می شوند همیشه مشتری دارند و بخش مهندسی هارلی احتیاج به ابداع چیزی ندارد.

امروزه هارلی در هشت کلاس مختلف چهل موتورسیکلت تولید می کند که ارزانترین هفت هزار دلار و گرانترین ۴۱۰۰۰ دلار است. هشت کلاس موجود بشرح زیر هستند:

۱-    STREET            $۶۹۰۰

۲-    SPORTSTER      $۹۰۰۰

۳-    DYNA             $۱۷۰۰۰

۴-    SOFT TAIL      $۱۷۶۰۰

۵-    V-ROD            $۱۷۵۰۰

۶-    TOURING        $۱۹۰۰۰

۷-    CVO               $۴۱۰۰۰     (موتورهای سفارشی)

۸-    TRIKE             $۳۵۰۰۰

موتورهای سنگین هارلی قیمت خود را هم خوب حفظ می نمایند. اگر سه مشکل را در موتور هارلی می شد فیکس کرد خوب بود. وزن زیاد،‌ لرزش زیاد و صدای زیاد.

اخیراً یک دوست ایرانی پیدا کرده ام که ۴ موتورسیکلت و یک سه چرخه هارلی دارد و چند روز پیش یکی از موتورهایش را آزمایش کردم که خوب بود و شتاب خوبی داشت.

امروز دو موتور دیگر را هر یک پنجاه کیلومتر راندم که تجربه جالبی بود. یادم هست که قدیم ها موتور هارلی دیویدسون در ایران موتور پلیس بود و اسکورت شاه و ما فکر می کردیم که دیگر از هارلی بهتر و بالاتر موتوری نیست. یادم هست که سروان موتورسواری را دیدم که ادعا می کرد با موتور هارلی و طلق جلو و کلاه جناب سروانی توانست ۲۲۰ کیلومتر سرعت برود. می توانم به شما اطمینان بدهم که حتی جدیدترین هارلی، بدون طلق جلو که آیرودینامیک را بدتر می کند و با کلاه ایمنی خوب و ایرودینامیک و نه کلاه جناب سروانی امروز هم نمی تواند ۲۲۰ کیلومتر برود. حتی با موتور ۲ لیتری. این موتورها واقعاً‌ سنگین هستند و هنگامیکه خواستم پای پیاده فقط یکی از موتورها را جهت معکوس نمایم آنقدر سنگین بود و فاصله چرخ ها زیاد بود که بزحمت توانستم یک دور ۱۸۰ درجه بزنم آنهم پس از چند بار عقب و جلو کردن.

گشتاور مووتورها فوق العاده زیاد است و حتی با سرعت کم نیز می توان با دنده پنج راه رفت.  درحالیکه موتورها معمولاً‌ جای پایی در جلوتر از زانوی شما دارند که کمی دور از عادت هستند ترمزهای عقبشان حتی جلوتر است و در تمام طول موتورسواری که بیشتر در اتوبان بود نگران بودم که در صورت اورژانس چگونه پایم ترمز عقب را پیدا کند و چگونه پای چپم دسته دنده را پیدا کند؟ موتورسواری ما در حدود ساعت ۱۲ تا ۳ بعدازظهر یک روز کاری اتفاق افتاد. من معمولاً با موتورسیکلت در روزهای کاری سعی می کردم که از جاهای خلوت تر بروم زیرا موتورها و ماشین ها با هم خوب کنار نمی آیند بخصوص وقتی که موتور بخواهد ادای موتور را دربیاورد. اگر با موتور مثل ماشین حرکت کنید ریسک خیلی کمتری خواهید داشت تا اینکه بخواهید از لابلای ماشین ها رد بشوید آنهم در اتوبان.

در اخبار صبح ترافیک تابحال نشده که نشنوم یک یا چند تصادف موتورسیکلت اتفاق نیافتاده. راه بندان می شود همه ماشین ها بسرعت بسیار کم می رسند ولی موتورسوارها می خواهند صد به بالا از لای ماشین ها رد بشوند. یک مرتبه یک ماشین که لین بغلی را خالی می بیند سر ماشین را ۴۵ درجه کج می کند که به جای خالی در جلوتر برود که ناگهان صدای برخورد و بعد پرواز چیزی در آسمان را می بیند.

بهرحال جای پدال های این موتور برای اتوبان ممکنست خوب باشد ولی در راهبندان اصلاً‌ خوب نیست در ضمن با موتورسیکلت های عادی که پدال های زیرپا در پشت زانوی شما هستند هنگام عبور از دست انداز شما می توانید که روی پدال ها ایستاده و از پای خود به عنوان ضربه گیر استفاده کنید ولی در این موتورها ایستادن بر روی پدال ها تقریباً‌ غیرممکن است و فنرها هم چندان فنری نیستند بنابراین شما باید تمام ضربه را با بدن خود دفع نمایید یا مواظب باشید توی دست انداز نیافتید.

هدف از موتورسواری امروز بردن موتورهای دوستم به نمایندگی برای آپدیت نرم افزار بود. بله حتی هارلی هم دیگر نرم افزار دارد. در نمایندگی هارلی بیش از یکصد موتورسیکلت برای فروش وجود داشت که در یک نگاه موتورهای شبیه کمتر پیدا می شد. بنظر می رسد که هارلی پیروان خود (نمی شود گفت مشتریان باید گفت پیروان) را با مدل های مختلف و رنگ های مختلف و سفارشی کردن پیرو نگاه می دارد. یادم هست که بیش از بیست سال پیش در مراسم خاکسپاری یک فرد معروف هارلی سوار شرکت کنندگان در مراسم به جای کتاب انجیل کتاب دستورالعمل هارلی را در دست داشتند. هارلی قیمت دست دوم را هم خیلی خوب حفظ می کند.