یکی از اولین خودروهای ساخت ایران One of the First Cars Built in Iran

– به نقل از هفته نامه دنیای خودرو

 * لطفاً خودتان را برای مخاطبانمان معرفی کنید

من داریوش بازرگان هستم. متولد مهر ماه ۱۳۳۰ ساکن آمریکا.

* در ابتدا در مورد این خودرو و شرایط ساختش توضیح دهید.

خب من از کودکی به خودرو و ماشین آلات علاقه داشتم. یادم است به دلیل اینکه سن و سالم کم بود و به خاطر جثه کوچکی که داشتم نمی توانستم تصدیق یا همان گواهینامه بگیرم. به همین دلیل هیچ چاره ای نداشتم جز اینکه ساخت یک ماشین را با علاقه آن هم متناسب با قد و قواره خودم آغاز کنم.

* کار ساخت را چطور شروع کردید؟

من در ۱۲ سالگی به پیشنهاد عمویم در دفتر کارخانه شن و ماسه او شروع به کار کردم. تمام حقوقی که در تابستان گرفتم را جمع کردم و به کمک مادرم همه را ابزار خریدم. ابتدا یک شاسی را با استفاده از آهن ساختم که بخش جلویی آن را به کارگاه دادیم تا با اندازه هایی که من می خواستم خم کند. بعد موتور و گیربکس. موتور وسپا را که در آن زمان خیلی طرفدار داشت بر روی این شاسی مونتاژ کردم. یک صندلی دوج پاور واگن را که در واقع متعلق به یک مدل نظامی و متعلق به جنگ جهانی دوم بود را خریدم و در وسط خودرو نصب کردم.

فرمان و بقیه متعلقاتش را  از چند ماشین دیگر به عاریت گرفتیم ولی جعبه فرمان متعلق به فیات ۵۰۰ است. برای اتصالات چرخ خیلی وقت گذاشتم چون آن اندازه هایی که من می خواستم در بازار نبود و باید بعضی از قطعات را می ساختیم. یادم است که گاهی قطعات را زیاد می بریدم و کوتاه می شد و باید دوباره آن را تهیه می کردم. گاهی قطعه بلندتر از اندازه مورد نظر من بود و باید آن را سوهان می زدم. جلوبندی نسبت به زمان خودش خیلی کامل است. یادم هست در آن زمان من یکی از کارهایم رفت و آمد به خیابان ناظم الاطبا و امیرکبیر تهران بود تا قطعات مورد نظرم را پیدا کنم.

به علت در دسترس نبودن موتور وسپا از موتور هوندا در بازسازی مجدد استفاده شده است

 * چرا از موتور و گیربکس وسپا استفاده کردید؟

خب این موتور و گیربکس هم در دسترس بود و هم قدرت مناسبی داشت. من می توانستم به راحتی از گیربکسی استفاده کنم که یک دنده دارد و یا موتور را با چرخ کوپل می کردم. ولی می خواستم یک تفاوت وجود داشته باشد. من فقط یک بار یک نمونه از چنین خودرویی را دیدم که مالکش یک خانواده آمریکایی بود و آن خودرو گیربکس نداشت. ولی ما در این ماشین در ابتدای دهه ۴۰ از کلاچ و چهار دنده استفاده کردیم. این خودرو در زمان خودش بسیار چابک و پر سرعت بود و وزن کمی هم داشت. جالب است برایتان بگویم که من تمام این کارها را دور از چشم پدرم که مخالف بود با این گونه کارها انجام دادم و البته مادرم هم در این پروژه در آن زمان به من کمک کرد.

* بعد از اتمام ساخت آن آیا جای خاصی هم به وسیله این ماشین رفتید؟

بله من در سال های ۴۳ و ۴۴ یک خودروی شخصی داشتم. (می خندد) این ماشین وسیله نقلیه من شده بود و من حتی با این ماشین خرید هم می رفتم. یادم هست هرجا این ماشین را پارک می کردم همه دورش جمع می شدند و من باید به سوالات بی شمارشان پاسخ می دادم. به هر حال در سال ۱۳۴۵ در ایران این خودرو خیلی عجیب بود.

* و بعد از این برای تحصیل به سفری طولانی رفتید؟

بله من برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم و بعد از چند سال که برگشتم تقریباً بیشتر این خودرو تخریب شده بود. من دقیقاً ۲۵۹ ساعت برای بازسازی اش انرژی صرف کردم و حالا خیلی خوشحالم که تمامی خاطرات نوجوانی ام زنده شده است. البته بعضی از قطعات دیگر در بازار موجود نیست به همین دلیل مثلاً برای چرخ ها مجبور شدم به جای اندازه ۸ اینچ از ۱۰ اینچ استفاده کنم. ممکن است که این تکنولوژی امروز خیلی سطح پایین به نظر برسد ولی در آن سال ها که هیچ مرجع و سایتی برای کسب اطلاعات نبود برای خودش دنیایی داشت. این ماشین شاید اگر اولین نباشد یکی از اولین ها در ایران است. توجه کنید که من در آن زمان فقط ۱۳ یا ۱۴ سالم بود.

* بهترین خاطره شما با این خودرو چیست؟

لحظه به لحظه برایم خاطره است ولی یادم است چند بار که پلیس قصد داشت من را متوقف کند با پیچیدن در کوچه های باریک فرار کردم چون معلوم نبود توضیحات من در مورد این خودرو برای پلیس قانع کننده باشد.

* و در پایان؟

در پایان اینکه من در هیچ کجای دنیا خلاقیت و ظرافت کار ایرانی را ندیدم با شنیدن و دیدن کار ماشین بازهای ایران متحیر شدم.