رضایت مشتری به طریقه تسلا Customer Satisfaction, Tesla Style

چندی پیش لاستیک عقب تسلا پنچر شد. پیچی به داخل لاستیک فرو رفته بود و درآوردن آن حتماً باعث خالی شدن کامل باد می شد. با همان پیچ دو کیلومتری رانندگی کردم تا به پمپ بنزین رسیدم. با خرید یک ماده فشرده ضد پنچری و سرازیر کردن محتویات آن به داخل لاستیک ظاهراً آن را درست کردم البته بعداً فهمیدم که در صورت استفاده از این مواد فوم فشرده بهتر است طرف پنچر لاستیک به پائین باشد که قشنگ اطراف میخ را پر کرده و یا اگر میخ درآمده سوراخ را کاملاً بپوشاند. شخصی حتی می گفت که چند بار کمی جلو و عقب بروید که محلول کاملاً سوراخ را بگیرد. بهرحال این فوم فشرده باد را پر نکرد و باید پشت آن باد هم می زدم. پس از زدن باد حدود ۴۰ کیلومتر مسیر تا خانه را با سرعت حدود ۵۰ کیلومتر طی کردم و تنها مشکل وجود پیچ در لاستیک بود که صدای آن را پس از هر دور چرخ می شنیدم. بهرحال ماشین را پارک کردم و صبح روز بعد به دیدار ماشین رفتم که دیگر هیچ بادی در لاستیکش نبود.

من بیمه ای به نام AAA دارم که در مقابل سالی حدود یکصد دلار تا سه مرتبه در سال می توانم از جرثقیل آنها کمک بگیرم. آن روز هم می توانستم این کار را بکنم ولی تصمیم گرفتم که به جای بردن ماشین به تعمیرگاه تسلا ابتدا از جای دیگر قیمت بگیرم. با ماشین راه افتاده و سه کیلومتر آنطرفتر از یک لاستیک فروشی قیمت گرفتم که لاستیک با نصب می شود ۴۲۵ دلار و لاستیک را نداشت. از آنجا بالاخره به تسلا زنگ زدم وقیمت آنها هم ۴۲۵ دلار بود. قبل از اینکه از جرثقیل کمک بگیرم از لاستیک فروش خواستم که لاستیک را باد بزند تا بتوانم با ماشین به تسلا بروم.

طرف هم قبول کرد و لاستیک را پر کرد. چند ثانیه ای از پایان کار نگذشته بود که لاستیک با صدای بسیار بلند ترکید و همه را بهت زده کرد. طرف پرسید که فوم ضد پنچری زده بودی؟ گفتم بله. گفت همانست. یادم آمد که چیزی شبیه این را در جایی خوانده بودم ولی مطمئن نیستم. تلفن را درآورده و به AAA زنگ زدم. اپراتور گفت جرثقیل یک ساعت دیگر می رسد. جرثقیل رسید و ماشین را برداشتیم و بطرف تسلا رفتیم.

جلوی تسلا که رسیدیم طرف از در پشت رفت گفتم چرا از پشت می روی؟ گفت تسلا نمی خواهد ماشینش پشت ماشین بر دیده بشود برای همین گفته تمام جرثقیل ها فقط از پشت وارد بشوند. هنوز ماشین را پیاده نکرده سراغ مسئول مربوطه رفتم و از من خواست که در اتاق انتظار بنشینم. پس از یک ربع گفت دو لاستیک لازم داری که می شود ۸۵۰ دلار. یک لحظه داشتم فکر می کردم که در نهایت چهار لاستیک برایم ۱۷۰۰ دلار خرج دارد. شاید بهتر باشد از رینگ ۲۱ و لاستیک پرمصرف و گران ۴۲۵ دلاری چشم پوشیده و در عوض ۴ رینگ ۳۰۰ دلاری و چهار لاستیک ۳۰۰ دلاری بخرم. خلاصه چند بار محاسبات را در مغزم تکرار کردم. یک: انتخاب دو لاستیک ۸۵۰ دلاری بود دومی: چهار رینگ و لاستیک ۲۴۰۰ دلاری و البته یکی دیگر هم بود: خرید یک لاستیک ۴۲۵ دلاری. همین کار را کردم چون شریکم گفته بود که یک لاستیک نسبتاً خوب تعمیر شده دارد.

دیدم که پس از چند هزار کیلومتر می توانم آنرا با لاستیک کهنه خودم تعمیر کنم. مغزم این مسئله را تصویب کرد و دستور کار را دادم. تسلا برایم یک تاکسی اوبر گرفت و عازم کار شدم.

ساعت ۴ بعدازظهر تلفن و ایمیلی گرفتم که آنها مشغول کار بر روی ماشین من هستند. از شریکم خواستم که سرراه مرا هم برساند ساعت ۵ در تعمیرگاه بودم. نام خود را دادم ولی پنج دقیقه ای خبری نشد. بعد مسئول مربوطه گفت ماشین شما فردا حاضر می شود. گفتم منظورت چیه پس چرا هم به من تلفن شد و هم ایمیل زدید!؟ سرپرست مربوطه خودش وارد تعمیرگاه شد و چند دقیقه بعد برگشت و گفت که این خجالت آور است ولی ما سوئیچ شما را گم کرده ایم و ماشین دست نخورده. قبل از اینکه منتظر عکس العمل من باشد گفت لاستیک را مهمان ما هستید! چشمانم برق زد. ۴۲۵ دلار مفت و مجانی. خلاصه کلی خوشحال شدم. به من یک تسلای قرمز P85+ دادند که از ماشین خودم هم پرشتاب تر بود. صبح روز بعد ماشین را پس آوردم و ده دقیقه بعد ماشین خودم را آوردند. ریموت را پیدا کرده بودند.

اینهم رضایت مشتری تسلائی یعنی همان کاری که ما در آریادیزل هم انجام می دادیم.